اثرات مثبت طلا و نقره در بدن

 

اثرات مثبت طلا و نقره بر ارگانیسم بدن انسان

 کل نگر

 

استفاده تزئیینی از طلا و نقره برای درمان برخی بیماریهای جسمی و روانی موثر است.

بر اساس نتایج تحقیقات این دانشمندان ، طلا، روند فعالیت ارگانیسم بدن انسان را تسریع کرده و نقره، بر عکس آرام‌بخش است.

به نوشته روزنامه روسی “وزگلیاد” طلا می‌تواند به رفع بیماریهای قلبی کمک کرده و فشار خون را پایین بیاورد و نقره فشار خون را بالا می‌برد.

به همین دلیل است که در طب سوزنی شرق، برای بخش‌های مختلف بدن از سوزن های طلایی و نقره‌ای استفاده می‌شود .

دانشمندان بلاروس توصیه کردند افراد دارای زخم معده و یا بیماریهای دیگر معده، از طلا استفاده کنند و اشخاصی که عصبانیت و تند خویی دارند، نقره بکار ببرند.

همچنین سیاه شدن حلقه طلا برروی انگشت دست می‌تواند نشانه بیماری صاحب آن باشد.

پزشکان استفاده آلیاژ مرکب از طلا و نقره را توصیه نمی‌کنند و به استفاده مجزای آنهااعتقاد دارند.

همچنین استفاده طلا برای مردان بعلت تشعشعات طلا مضر بوده و برای زنان سودمند است و دین اسلام استفاده از طلا را برای مردان اشکال دار میداند

 

در همین ضمیمه                    

استفاده طلا برای مردانپژوهش های علمی از مضر بودن طلا برای سلامتی مردان خبر می دهند.                                       

پژوهش های علمی پزشکی نشان می دهد، طلا بر گلبول های بدن مردان تأثیر می گذارد، درحالی که بر گلبول های زنان تأثیری نمی گذارد.

و این امر به دلیل وجود لایه چربی میان پوست و گوشت زنان اتفاق می افتد، این لایه مانع تأثیر اشعه های عنصر طلا بر روی گلبول های قرمزخون می شود.

پژوهش های فراوان علمی دیگر نشان می دهد که اشعه های طلا نقش منفی بر روی هورمون های جنسی مردان دارد درحالی که اشعه های عنصر «نقره» بر مردان و زنان چنین تأثیری ندارد.
رسول اکرم(ص) قرن ها پیش درباره این موضوع فرمودند: طلا برای مردان امتم حرام و برای زنان امتم حلال است؛ این مطلب میزان اهمیت و فایده احکام اسلامی را ثابت می کند.

 

چاکراه هفتم                                                            

محل: وسط سر در بالاترین نقطه رو به بالا باز می شود
غده مربوطه: صنوبری (اپی فیز(
هورمون مربوطه: سروتنین
بخشهای مربوطه: مخ، جمجمه. چشم راست
حس: هستی خاص
رنگ: بنفش، طلایی، سفید

زمینه: کمال، شناخت متعالی از طریق مشاهده درون، وحدت با هستی مطلق، آگاهی جهانی
سیاره های وابسته: نپتون، کیوان
امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای هفتم: گذراندن زمانی در قله کوه و یا نظاره آن

توضیحات:

ساهاس رارا در بالای سر در ملاج قرار دارد. سمبل آن نیلوفری درخشان با هزار گلبرگ به نشانه ی بی نهایت بودن است. با تمام رنگهای رنگین کمان می درخشد، اما رنگ غالب آن بنفش است. مسیر چاکرای هفتم باز شده با رنگ بنفش نشان داده می شود و رنگ بنفش ساطع شونده از آن رنگ وقار، عزت نغس و شفاست. همچنان که یک سلطان توانا بر قلمرو خود بطور کامل حاکم است، بنفش هم مرکز تاج را اشغال می کند و ذهن والاتر را تاج می گذارد و حاکم بر اعضاء و ملیون ها سلولی که اعصاب و بافتها را شکل می بخشند می باشد. غنچه بیرونی این چاکرا ۹۶۰ گلبرگ دارد، در ئرون آن غنچه دیگری با ۱۲ گلبرگ دیده می شود، که با نور سفیدی که تشعشات طلایی دارد می درخشد. نور سفید تابش الهی کیهان است. این چاکرا جایگاه بالاترین سطح آگاهی و تکامل انسانی است و انسان را به سوی سرای ابدی، نهایی و برتر هدایت می کند و با نام هایی چون روشن بینی، آگاهی وحدت و آگاهی (من هستم) شناخته شده است. به این دلیل فردی که در سطح جسمی، ذهنی و معنوی به هشیاری رسیده، غالبا با هاله یا شعاعهای نوری بر گرد سرش نشان داده می شود (پیامبران و امامان). این چاکرا محل اشراق و بصیرت معنوی است، که بر قدرت پیشگویی می افزاید. ساهاس رارا عمدتا با شعور برتر خود حقیقی در پیوند و ارتباط است. هر گونه راهنمایی که ما از طریق فکر، صدای درونی یا یک احساس واقعی درونی دریافت می کنیم در حقیقت از چاکرای فرق سر ناشی می شود. همه ما دارای یک ذات عالی هستیم که قسمت اعظم ما را تشکیل داده است و دارای اطلاعاتی راجع به کار حیاتی ما می باشد. منشاء تمام راهنمایی ها این قسمت می باشد. ما از طریق چاکرای فرق سر با ذات عالی خود در ارتباط هستیم. هنگامی که کوندالینی بیدار شود و برخیزد، شیوا و شاکتی در ساهاس رارا با هم متحد می شوند، تغییر ماهیت شعور و آگاهی انسانی به ارمغان می آید و ماده و انرژی در درون آگاهی خالص در یک حالت سرور سرمدی فرو می روند. با رسیدن به این حالت انسان به قدرت درک و واقع بینی دست می یابد. شاکتی و شیوا نیز در اصل یکی و یکسان هستند. هوشیاری نیروی ثابت و طبیعت نیروی متحرک است. در آغاز طبیعت در سه گونای مجزای تاماس (رخوت، تاریکی، سکون و سنگینی)، راجاس (انرژی فعال، حالات هیجانی، احساسات تند و قوی، نیرو ، فعالیت، خشونت و آسیب زنندگی)، ساتوا (تعادل، توازن، هماهنگی، شعور و کیفیات هوشیاری و معنوی است). نفوذ این سه گونا به جهان هستی را شکل می دهد و از آنها ۸ عنصر طبیعت پیدا می شود (پنج عنصر و سه گونا).غده درون ریز مرتبط با ساهاس را را غده صنوبری (اپی فیز) است. که مرکز درک مستقیم ادراک معنوی است. این غده یک ساختمان خاکستری رنگ متمایل به قرمز کوچکی به اندازه یک نخود است که بین سطح زیرین مخ و مغز میانی، درست در جلوی مخچه جای دارد. ترشح اصلی آن که ملاتونین نام دارد، ساعت بیولوژیک بدن را تحت تاثیر قرار می دهد و به طور کل این غده حساس به نور می باشد. در هنگام شب میزان ملاتونین خون در بالاترین سطح خود قرار دارد که در طی روز بتدریج از مقدار آن کاسته می شود. این غده تنظیم کننده آغاز بلوغ بوده، انسان را به خواب وا می دارد و بر حالات خلقی فرد تاثیر می گذارد. لیبرمن (Jocb liberman) در کتابش به نام (نور ، طبیعت آینده) معتقد است که نور وارد شونده به چشمها نه تنها به دید ما کمک می کند بلکه ساعت بیولوژک بدن را از طزیق غده صنوبری و هیپوفیز به فعالیت وا می دارد. این غده در طی مراقبه تحریک شده، از خود هورمونهایی ترشح می کند که قادرند انسان را به حالات برتر خود آگاهی برسانند، همان تجربه ای که مصرف ال. اس . دی در شخص بر می انگیزد. البته به طریقه ای بسیار سالمتر. گاه این غده را غده توهم زا نیز می خوانند. در فلسفه یوگا غده صنوبری را پلی بین کالبد زمخت جسمانی و کالبد بسیار ظریف روحی (اختری) می دانند. دامنه باز بودن چاکرای هفتم می تواند کم یا زیاد باشد. وقتی چاکرای هفتم شروع به باز شدن می کند، زمانی است که مرز بین هستی درونی و زندگی بیرونی در وضع موجود کاهش پیدا می کند و انسان لحظه ها را بیشتر و بیشتر تجربه می کند. وقتی که رشد چاکرای هفتم افزایش می یابد این لحظه ها بیشتر می شود تا زمانی که به صورت یک واقعیت دائمی در می آید. وقتی که خویشتن فرد آماده این گام آخر روشن بینی باشد ممکن است کاملا ناگهانی اتفاق بیفتد. احساس او این چنین است که انگار تازه از خواب طولانی بیدار شده است و در نهایت شروع می کند به اینکه در واقعیت زندگی کند. دیگر عقب گردی در سر راهش وجود ندارد. خود را به ظرف خالی تبدیل می کند و هستی الهی این جام را لبریز خواهد کرد. پی می برد که خویشتن حقیقی اش را که تنها حقیقت پایدار است پیدا کرده است. نفس فردی اش به نفس جهانی تبدیل می شود. هدف خالق در رفتار او جامه عمل می پوشد و نوری که از او ساطع می شود قلب کسانی را که گیرنده حضور الهی هستند باز می کند. در این زمینه جالب است که توجه داشته باشیید ملاج کودک در سن ۹ تا ۲۴ ماهگی اول زندگی اش باز باقی می ماند. در طول این دوره اولیه زندگی روی زمین طفل در آگاهی وحدت کامل به سر می برد.

انسداد انرژی در چاکرای هفتم(ساهاس رارا)

با مسدود بودن این چاکرا رابطه فرد با تجربیات معنوی قطع می گردد و احساس جدایی از کثرت و یکپارچگی دارد و کاملا از ترس رها نیست. این ترس همیشه باعث ماندگاری بخشی از آثار گره های درون چاکراها می شود. فرد فاقد حواس ماورائی خواهد بود و هنگامی که دیگران از تجربیات معنوی سخن می گویند قادر نیست معنای آن را درک کند در صورتی که باز بودن این چاکرا معمولا انسان معنویت را به طور ملموس و در عین حال با کیفیتی منحصر به فرد تجربه می کند. با انسداد انرژی این چاکرا فرد ممکن است به نوعی بیهودگی در زندگی اش پی ببرد و یا ترس از مرگ اغلب به سراغش بیاید. شاید برای کنترل این احساسات منفی سعی کند که برای فرار از آنها به فعالیت زیاد پناه ببرد یا زیر بار مسئولیتهای جدید برود برای اینکه خود را برحق و همهم جلوه دهد. اغلب اوقات اشخاصی تحت این شرایط مریض می شوند و ناچار به استراحت می شوند. اگر این پیامها نادیده گرفته شود فرد درگیر زندگی بی محتوایی می شود و رشد تواناییهای بالقوه خود واقعی اش را محدود می کند. لازم به ذکر است که در موارد عقب ماندگی ذهنی باید به این چاکرا ریکی داده شود. همچنین در مواردی که ذهن با ذات انطباق ندارد. به این ناحیه باید ریکی داده شود. زمانی که حساسیت به نور (روشنایی زننده) وجود دارد. به طوری که سبب سر درد می شود. باید به این ناحیه همراه با شبکه خورشیدی ریکی داده شود. لازم به ذکر است که باز شدن پیش رس این مرکز به کمک مواد توهم زا ممکن است در فرد صرع اغمائ و ناسازگاری روحی ایجاد می نماید.

بیماریهای مربوط به چاکرای هفتم

بی خوابی، سردرد عصبی (ناراحتی های عصبی و ذهنی)، فراموشی در اثر ضربه یا تکان شدید، جنون، گرفتگی عضله، سیاتیک، مننژیت ستون فقرات، کچلی، سوزنک.

تغذیه رنگی:
بالای چغندر، انگور ارغوانی، کلم ارغوانی، توت فرنگی و هر نوع میوه یا سبزی به رنگ صورتی کمرنگ

بر گرفته شده از سایت ایران ریکی!

چاکرای ششم                  

محل: وسط پیشانی، کمی بالاتر از ابروها
غده مربوطه: هیپوفیز
هورمون مربوطه: وازوپرسین
بخشهای مربوطه: چشمها، گوشها، بینی، صورت، مخچه، سیستم عصبی، ستون مهره
حس: تمام حسها، از جمله ادراک فراحسی
رنگ: نیلی، همچنین زرد و بنفش
زمینه: عملکرد ادراک، کشف و شهود، رشد حسهای درونی، قدرتهای ذهنی، عملکرد ادراک شخص، تجلی
جهت چرخش چاکرا: در زنان در جهت حرکت عقربه های ساعت و در مردان برخلاف حرکت عقربه های ساعت
امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای ششم: با تماشای آسمان آبی پر رنگ و آسمان پر ستاره شب فعال می شود.
نوع یوگا : گیانا یوگا، یانترا یوگا
سیاره های وابسته:تیر، مشتری، اورانوس، نپتون.

توضیحات:

آجنا در لغت به معنی فرمان و مرکز فرمان است. آجنا چاکرا به شکل دایره ای با ۲ گلبرگ در دو طرف آن توصیف می شود، بر روی این گلبرگها حروف سانسکریت (هام) و (کشام) نقش بسته است، این دو گلبرگ به نیروهای مثبت و منفی پرانا که در این مرکز به هم اتصال می یابند و همچنین به خورشید و ماه اشاره دارند. این دو گلبرگ نشانه نفس و روح هستند. به عبارتی ذهن استدلالی و ذهن الهامی. گاه آجنا چاکرا را دری قلمداد می کنند که به قلمرو آگاهی برین و آگاهی عمقی باز می شود. در اینجاست که انسان با چشم دل می بیند، در بسیاری از سنتهای عرفانی، گشایش این چاکرا مربوط به بیداری معنوی است. در حین مراقبه نیز از این چاکرا برای تمرکز استفاده می شود. در مراقبه عمیق، چشم روحانی یا چشم واحد در قسمت مرکزی پیشانی قابل مشاهده خواهد بود. این چشم عالم بر همه چیز، در متون مقدس مختلف با نام های چشم سوم، چشم دورن، چشم شیوا، چشم شهود، ستاره شرق، قوایی که از بهشت فرو می آید و غیره نامیده شده است. آجنا چاکرا مرکز توسعه رشد عقل و هوشیاری و مرکز خرد و عقل است. از طریق این چاکراست که شخص می تواند تواناییهای هوشی و عقلی، حافظه، اراده، تمرکز، تدبیر و تجسم را در خود افزایش دهد. در بدن دو مرکز اراده وجود دارد، یکی از آنها چاکرای مانی پورا (شبکه خورشیدی) و دیگری آجنا چاکراست. همچنین انرژی که پشت مقاصد شخص قرار دارد، از این چاکرا آزاد می شود. چنانچه این چاکرا باز باشد به دنبال افکار و اندیشه های انسان اعمال مناسبی شکل می گیرند که سبب تجلی مادی اندیشه ها در جهان فیزیکی می گردد و فرد با قدرت تجسم اش می تواند انرژی را برای تحقق بخشیدن خواسته ها بیافریند، همچنین در تلفیق با چاکرای باز قلب فرد می تواند انرژیهای سلامتی بفرستد چه برای آنچه در دسترس است و چه برای فاصله دور. چنانچه این چاکرا بسته باشد، فرد برای به ثمر نشاندن اندیشه هایش تلاشی دراز مدت در پیش روی دارد. اگر انسان دارای ذهنیت و انتظارات مثبت در مورد همه چیز باشد در نتیجه دریافتهایی مثبت از محیط وافراد دیگر خواهد داشت و اگر او تعبیرات ذهنی منفی از هر چیز داشته باشد همان ها را به جهان خارج از خود انعکاس داده و بدین وسیله به آنها شکل داده و دریافتهایی منفی خواهد داشت.آجنا چاکرا مرکز اتصال سه کانال انرژی آیدا، پینگالا، سوشومنا است. با ادغام و آمیزش انرژی کیهانی و قمری و خورشیدی در این چاکرا در انسان بیداری روحی حاصل می آید و در هنگام بیداری این چاکرا در فرد قدرت روشن بینی، روشن شنوی و تله پاتی و پیشگویی پد یدار می گردد. هنگامی که این مرکز کاملا بیدار است انسان در ورای کارمای خود (رسیدن به سطحی از مسیر روحی که در آنجا قانون علت و معلول به انسان مربوط نیست) بسر می برد، اما در عین حال قادر به دیدن کارمای اطرافیان و اقوام و ملیتهای جهان است. در حالت متمرکز بودن در این چاکرا این توانایی در انسان ایجاد می گردد که به دیگران در محور کارمایشان کمک کند. آجنا چاکرا تحت کنترل سیاره اورانوس فعالیت کرده و از خودگذشتگی و آرمانگرایی از کیفیتهای تابشی آن بشمار می آید.آجنا چاکرا بر روی غده هیپوفیز تاثیر می گذارد. غده هیپوفیز سلطان غدد نیز نامیده می شود، زیرا این غده به تمام غدد دیگر فرمان می دهد. این غده قدرت اراده، فدرت تشخیص و همچنین بینایی، شنوایی و حافظه را کنترل می کند. تمام نوابغ دارای غده هیپوفیز برتری می باشند. این غده رشد بدن را نیز کنترل می کند. اختلال در عملکرد این غده سبب می شود که فرد از نظر فیزیکی رشد بسیار ناکافی داشته باشد و کوتاه قد شود. یک خانم باردار نباید تحت فشار عصبی قرار گیرد، زیرا این حالت ممکن است سبب بروز اثرات منفی بر روی غده هیپوفیز جنین در داخل رحم مادر شود و درجات مختلف عقب ماندگی ذهنی را ایجاد کند. ترس دائمی بر روی غده هیپوفیز اثر می گذارد و می تواند فرد را بسیار ضعیف و کم رو کند. فشار و نگرانی نیز سبب اختلال در عملکرد این غده می شود و می تواند باعث افزایش فشار خون و مشکلات گوارشی نیز بشود.به افرادی که مستعد ابتلائ به انواع ترس و بیم هستند و افرادی که تمایل به دروغ گویی دارند و یا سرکش و نافرمان هستند و یا حتی دزدی می کنند باید به آجنا چاکرای آنها ریکی داد. همچنین برای درمان ذهنی و احساسی ضربه ای که ناشی از حادثه یا اتفاقی در گذشته رخ داده نیز باید به این چاکرا ریکی داد.

انسداد انرژی در چاکرای ششم (آجنا چاکرا(

اگر این چاکرا ضعیف و جریان انرژی در آن راکد باشد، به علت کمبود انرژی در آن قدرت خلاقیت فرد متوقف می گردد، یا اینکه فرد افکار خلاقه زیادی در سر دارد اما هرگز محقق نمی گردد. همراه با این وضعیت عذر و بهانه ای دائمی وجود خواهد داشت که براساس آن جهان خارجی به سبب نقائص خود مورد سرزنش قرار می گیرد. تنها چیزی که این فرد بدان نیاز دارد، این است که بیاموزد چگونه امیال خود را گام به گام به تحقق برساند. پیامد عملکرد ناهماهنگ چاکرای چشم سوم عدم تعادل است، به طور مثال: پافشاری بیش از حد روی حوزه عقل، و تصمیمات زندگی فرد منحصرا با عقل و منطق صورت می گیرد و فقط آنچه را که با ذهن منطقی اش درک می کند قبول دارد، شخص به آسانی قربانی تفکر روشنفکرانه خود می شود، تنها چیزی را قبول می کند که ذهن او بتواند درک کند، و از روشهای علمی قابل اثبات باشد. عملکرد ناهماهنگ دیگر این چاکرا این است که فرد با قدرت ذهنش سعی می کند بر روی دیگران و رویدادها تاثیر بگذارد، صرفا فقط می خواهد قدرتش را نشان دهد و یا برای ارضای نیازهایش از آن استفاده می کند. در این وضعیت معمولا چاکرای شبکه خورشیدی هم معمولا از تعادل خارج است و چاکرای قلب و تاج نیز در حد جزیی رشد یافته است.اگر چشم سوم فرد علی رغم گیرهایش نسبتا باز باشد، باز هم ممکن است در این کار موفق شود، هر چند که مقاصد فرد خلاف جریان طبیعی حیات است. ولی دیر یا زود احساس تنهایی او را در بر می گیرد و موفقیتی را که برایش تلاش نموده بود پایدار نخواهد بود. اگر جریان انرژیها در آجنا چاکرا به طور قابل ملاحظه ای بسته باشد تنها حقیقتی را می بیند و باور می کند که در جهان بیرون قابل دیدن باشد. زندگی اش تحت نفوذ امیال مادی ، نیازهای فیزیکی و احساسات ابراز نشده است. اندیشه ها و بحثهای معنوی به نظرش خسته کننده و اتلاف وقت خواهد بود. به راحتی در شرایط دشوار فرد کنترل اش را از دست می دهد، و احتمالا خیلی هم فراموشکار است. اگر بینایی فرد ضعیف شده باشد اغلب با کم کاری چاکرای چشم سوم همراه است. همچنین در موارد حاد، افکار فرد خیلی پریشان و آشفته است و تصمیماتش کاملا براساس احساسات سرکوب شده است.

بیماریهای مربوط به چاکرای چشم سوم :

ناراحتی اعصاب از قبیل رعشه، فلج صورت، ناراحتیاهی چشم از جمله آب مروارید، التهاب چشم، زخم قرنیه مزمن، جوشهای پلک، سر گیجه، ناراحتیهای گوش و بینی مثل: کری، گوش درد، از دست دادن حس بویایی، خونریزی بینی، تشنج کودکان، بیهوشی، جن زدگی، صرع، ناراحتی های ذهنی از جمله: مالیخولیا، وهم بینی، هذیان گویی، وسواس، ضعف اعصاب.

تغذیه رنگی:
انگور یاقوتی، کلم بروکلی، بادنجان، آلوچه.

 

چاکراه پنجم

محل: بین حفره گردن و حنجره
غدد مربوطه: غده تیروئید، غده پارا تیروئید
هورمونهای مربوطه: تیرولسین، تری یدوتایرونین، پاراتورمون
بخشهای مربوطه:ریه ها، نایژه ها، مری، تارهای صوتی، گلو، پشت گردن، فک، گونه ها، کتفها، شانه ها
حس: شنوایی
رنگ: آبی روشن و همچنین نقره ای و آبی مایل به سبز
عنصر وابسته: اتر(آکاشا)
زمینه: برقراری ارتباط، خلاقیت، ابراز وجود، باز بودن، انبساط، استقلال، منبع الهام، دستیابی به سطوح لطیف وجود
جهت چرخش چاکرا: در زنان در خلاف عقربه های ساعت و در مردان در جهت حرکت عقربه های ساعت
امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای پنجم: نگاه کردن و لذت بردن از آسمان آبی، انعکاس آسمان در آب، امواج آرام
نوع یوگا: مانترا یوگا
سیاره های وابسته: مریخ، کیوان، ونوس، اورانوس

توضیحات :

لغت ویشودها به معنی پالایش است و بنابراین این چاکرا مرکز تصفیه سازی نام دارد. سمبل این مرکز یک نیلوفر آبی است با ۱۶ گلبرگ که در مرکز آن مثلثی وارونه با دایرهء سفید رنگی محاط بر آن قرار دارد. طرح حیوانی این مرکز را فیل و مانترا یا صوت چاکرای گلو را “هام” تشکیل میدهد. چاکرای گلو مرکز نیرو هم گفته میشود زیرا آفریننده ترین مرکز بدن انسان است، چون در اینجا بزرگترین مرکز خود ابرازی انسان به شکل سخن پدیدار میگردد. اکثر اوقات انسان تحت تاثیر نیروی سازنده یا تخریبی سخن قرار گرفته یا میگیرد. پس این چاکرا همانند پلی است بین افکار و احساسات، انگیزه و واکنشهای انسان، و پیوند مهمی را بین چاکراهای پایین تر و چاکرای هفتم (تاج) به وجود می آورد و محتوای همه چاکراها را به بیرون منتقل میکند. چاکرای گلو با عنصر اتر و حس شنوایی در ارتباط بوده و اتر نیز وسیلهء صداست و محلیست که انسان صدای درونش را از کرانه های ماوراء حسی به گوش درون میشنود و با روح خود ارتباط برقرار میکند و الهام او را دریافت مینماید و همچنین اعتماد به نفس راسخی در هدایت متعالی خود پیدا میکند و به همین علت است که این چاکرا مرکز خلاقیت و آفرینندگی به ویژه در کلام است. برای آواز خواندن از این مرکز انرژی استفاده میشود. موسیقی تولید شده توسط صدا از نظر درمانی بسیار موثر است. بطور کل ارتباط برقرار کردن در زندگی شخصی عمدتا از راه صحبت کردن و همین طور با حرکت و حالت و نیز فرمهای خلاق بیان مثل موزیک، هنرهای تجسمی و نمایشی و رقص و… توسط این مرکز انرژی اتفاق می افتد. پس چنین است که کتابها، موسیقی، نقاشی و امثال آنها بوسیله همین چاکرا شکل میگیرند و از روشهای پرورش چاکرای گلو، آواز خواندن هارمونیک، هنر درمانی و هرنوع خلاقیت هنری، سفالگری، رقص آزاد و رقص شکم و… میباشند. در چاکرای گلو خلاقیت چاکرای دوم (هارا، خاجی) به انرژیهای چاکراهای دیگر وصل میشود و اتر به این انرژیها شکل میدهد که از طریق آنها با جهان بیرون ارتباط برقرار شود.از راه چاکرای گلو همه آنچه در درون داریم ابراز میکنیم مثل خندیدن، گریه کردن، احساسات عاشقانه و شادی، دلواپسیها و پرخاشگریها، آرزوها و تصمیمها و همینطور ایده ها و دانش و دریافتهای درونمان را و هرگونه فرو خوردن بیان بروی این چاکرا اثر خواهد گذاشت. فردی که تجربیات دردناکی را بطور جدی در گذشته تجربه کرده یا در حال حاضر تجربه میکند، اگر این ناراحتی ها را با کسی تقسیم نکند مشکلات زیادی را در این چاکرا تجربه خواهد کرد. ویشودها چاکرا به قبول مسئولیت نیازهای شخصی مربوط میشود و هنگامی که فرد از سرزنش دیگران به خاطر کمبودهای خود دست بردارد و برای بدست آوردن آنچه بدان نیاز و آرزو دارد اقدام نماید، به بلوغ دست یافته و این چاکرا به درستی عمل میکند. هرچقدر که ویشودها چاکرا درست تر کار کند آگاهی ما نسبت به بدن ذهنی مان بیشتر میشود و هرچقدر که قدرت تشخیص مان نسبت به عملکرد بدن ذهنی بیشتر شود، آگاهی مان نسبت به بدنهای فیزیکی، اتری، احساسی (اختری) بیشتر میشود در نتیجه دیگر افکارمان از راه احساسات و حواس فیزیکی ابراز نمیشود بلکه شناخت واقع بینانه را ممکن میسازد. زمانی که گردش این چاکرا صحیح نباشد فرد عالم را به دیدهء منفی و خصمانه مینگرد در نتیجه محتاط شده، انتظاراتی منفی خواهد داشت. به احتمال زیاد چنین فردی بجای عشق و انرژی هستی بخش، در انتظار دریافت خصومت، درنده خویی و پستی است. پس به خاطر این انتظارات منفی حوزه نیروی منفی را در اطراف خود بوجود می آورد و بنابراین دریافتهای منفی خواهد داشت. در نتیجه تبلیغات منفی را به خود جذب میکند. هنگامی که فرد چاکرای گلوی خود را میگشاید به تدریج قادر به جذب انرژی بیشتری خواهد شد اما به احتمال زیاد در مدت کوتاهی پس از گشودن آن بر اساس باورهای منفی خود او دریافتهایی منفی خواهد داشت. و اگر او بتواند این تجربه را پشت سر بگذارد و با ذات درون خود ارتباط برقرار کند و مجددا اعتماد درونی را در خود مستقر نماید میتواند دوباره این چاکرا را بگشاید. و این روند باز و بسته بودن چاکرا تا زمانی که تمام سوء تعبیرات قبلی جای خود را به اعتماد به عالمی بی خطر و انرژی بخش نسپارد ادامه خواهد یافت. در ضمن نحوه نگرش انسان به خویش در جامعه، محیط شغلی و در میان همنوعان بروی این چاکرا تاثیر میگذارد. اگر انسان دارای شغلی خوب و راضی کننده بوده و در راه آن سعی و کوشش مورد نیاز را بنماید و آن را به عنوان وظیفه خود در زندگی بپسندد، این چاکرا باز است و چنین کسی از لحاظ شغلی موفق خواهد بود و از کیهان انرژی دریافت میکند و اگر چنین نباشد برای جبران کمبود مناعت طبع و برای اجتناب از یاس درونی از سپر دفاعی غرور استفاده میکند و با اظهاراتی از قبیل “زندگی فرصت شکوفایی استعدادهایش را در اختیارش قرار نداد ” ، “نقش انسانی قربانی را ایفا خواهد نمود “، در این چاکرا ترس از شکست هم ظهور میکند. این احساسی است که مانع استفاده از فرصتها برای اقدام در امور و آفرینش آنچه که با تمام وجود فرد بدان تمایل دارد، میگردد. این ترس شامل دوستی کردن با دیگران و بطور کلی زندگی اجتماعی نیز میشود. چنین فردی از برقراری ارتباط با دیگران اجتناب میکند چون ازینکه مبادا موجب بی مهری قرار گیرد میترسد، از سویی از ابراز وجود خود داری میکند و از سویی دیگر در هم چشمی با دیگران دچار غرور شده میگوید: من از تو بهترم، تو لیاقت همنشینی با من را نداری، و این احساس سرخوردگی از درون فرد ریشه میگیرد و به اطرافیان انعکاس می یابد. راه کنار نهادن این عواطف و گشودن این چاکرا رفتن به دنبال حرفه مورد علاقه، برقراری تماس با افراد مطلوب و آشکار نمودن عواطف در رابطه با اینگونه افراد است .

انسداد انرژی در چاکرای پنجم:

اگر انسداد انرژی درون این چاکرا باشد میتواند مانع ارتباط بین ذهن و بدن تان گردد و یا در ابراز احساسات دچار مشکل میشوید در این صورت احساسات برطرف نشده را با اعمال بدون ملاحظه و فکر ابراز میکنید. یا اینکه برخورد غیر منطقی میکنید و افکار و احساسات را رد کرده و آنها را به حق نمیدانید. به احساساتی اجازه ابراز میدهید که از فیلتر داوری خودتان گذشته و با قضاوت دیگران هم تناقضی نداشته باشد. یک احساس گناه ناخود آگاه و ترسهای ذاتی شما مانع از دیدن و نشان دادن “خود” حقیقی تان و بیان آزادانه عمیق ترین افکار، احساسات و نیازها میشود و در عوض با تعدادی کلمه و حرکات سر و دست آنها را میپوشانید و وجود حقیقی خود را کتمان میکنید. کلامتان هم یا خشن و بی ادبانه است یا سرد و جدی. ممکن است با لکنت زبان صحبت کنید، صدایتان نسبتا بلند و کلامتان فاقد معنای عمیق است. به خود اجازه نمیدهید که نقطه ضعف هایتان را نشان دهید بلکه سعی میکنید به هر قیمتی شده دائما قوی به نظر بیایید. در نتیجه ممکن است خود را خیلی تحت فشار قرار دهید. ممکن است بار زندگی بروی دوشتان سنگینی کند. زمانی که سرکوب شوید و ناکام بمانید نیز انسداد انرژی بوجود می آید. انسداد انرژی در چاکرای گلو در کسانی که از قدرت بیانشان برای گول زدن دیگران سوء استفاده میکنند نیز دیده میشود یا برای جلب توجه دیگران بلا انقطاع حرف میزند. با کم کاری چاکرای گلو شما خجالتی، ساکت و درون گرایید و وقتی صحبت میکنید فقط در مورد چیزهای کم اهمیت زندگی بیرونیتان حرف میزنید.
اگر سعی کنید احساسات و افکار باطنی تان را بیان کنید به سرعت احساس ورم در گلو میکنید و صدایتان حالت تصنعی به خود میگیرد و لکنت زبان پیدا میکنید. در برخورد با دیگران احساس عدم اطمینان و ترس از قضاوت دارید و اغلب واقعا نمیدانید چه میخواهید. پیامهای روحتان را دریافت نمیکنید و به نیروی بصیرت خودتان اعتماد ندارید. اگر چاکرای پنجم تان را بهبود نبخشید مشکل جدی پیش خواهد آمد.

چاکرای گلوی کاملا باز:

احساسات، افکار و دانش درونتان را آزادانه و بدون ترس ابراز کنید. میتوانید نقاط ضعف و قوتتان را آشکار سازید. صداقت درونی تان نسبت به خود و یا دیگران از موضع درستی بیان میشود اگر لازم باشد میتوانید کاملا ساکت بمانید و از صمیم قلب به دیگران گوش دهید و درک کنید گفتارتان خلاق و پرشور است در عین حال که کاملا واضح است. مقاصدتان را به بهترین وجه و بیشترین اثر برای تحقق بخشیدن به خواسته تان بیان میکنید. صدای شما پر طنین و خوش آهنگ است و وقتی با مشکل و یا مخالفتی رو به رو میشوید با خودتان صادق باقی خواهید ماند و میتوانید اگر بخواهید “نه” بگویید. آزاد از تعصب و دارای صعه صبر و برای حقایق لطیف باز هستید. از راه آنها هدایت میشوید و صدای درونتان را میشنوید که در زندگی شما را رهبری میکنند. در می یابیم که تمام ظاهر “خلقت” پیام خاص خود شان را دارند. به علت استقلال درونی و ابراز آزادانه آنچه هستید سروری عمیق و احساس موفقیت و استحکام شخصیت در شما بوجود می آید.

بیماریها:

بیماریهای گلو، ورم لوزه، سرفه، برونشیت، آسم، عفونتهای بخش تحتانی دستگاه تنفس، ناراحتی های ریه، سینوسها و حنجره، سرماخوردگی عمومی، لارنژیت (التهاب حنجره)، گواتر، خستگی گردن، دندان درد و مشکلات لثه، دندان در آوردن کم کاری یا پر کاری تیروئید، آبله مرغان، تب ها، نیش حشرات، قلنج، خارش، سفیدی مو و…

تغذیه رنگی:
توت آبی، انگورها، آلو سیاه و اغلب میوه های آبی و…

چاکرای چهارم

محل: وسط قفسه سینه
غده مربوطه: تیموس
بخشهای مربوطه : قسمت بالای پشت، قلب، دنده ها و قفسه سینه، قسمت پایینی ریه ها، خون، دستگاه گردش خون، پوست، دستها
حس: لامسه
رنگ:سبز، صورتی، طلایی
عنصر وابسته: هوا
زمینه: آشکار شدن چگونگی قلب، عشق، همدردی، شراکت، همدلی صمیمانه، عدم خود خواهی، از خود گذشتگی، سلامتی
جهت چرخش چاکرا: در زنان در جهت عقربه های ساعت و در مردان بر خلاف جهت عقربه های ساعت
امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای چهارم: طبیعت بکر و پیاده روی آرام در فضاهای سبز، شکوفه ها، گلهای صورتی رنگ، آسمان صورتی
نوع یوگا: کارما یوگا
سیاره های وابسته: خورشید، ناهید، کیوان

 

توضیحات:

این چاکرا مرکز عواطف واقعی چون همدلی با دیگران و سازگاری با آنها، رشد معنوی، شفقت، خلوص و عشق است. هنگامی که این مرکز به درستی عمل نماید ما به خود، خانواده، فرزندان، همسرمان، حیوانات دست آموز، دوستان، همسایه ها، هموطنان، همنوعان و تمام مخلوقات زمینی عشق میورزیم. ازین مرکز ریسمان هایی را به چاکرای قلب افرادی که آنها را دوست داریم، وصل میکنیم. عواطف مربوط به عشق که در این چاکرا جریان می یابند معمولا سبب جاری شدن اشک از چشمها میگردند. هنگامی که این موقعیت زیبا و دلپذیر، یعنی باز بودن چاکرای قلب را تجربه کنیم، در می یابیم که در گذشته تا چه حد از آن محروم بودیم و این سبب جاری شدن اشک میگردد. هدف اصلی در این چاکرا رسیدن به وحدت کامل از راه عشق است و زمانی که این چاکرا کاملا باز و پاک باشد، حقیقت و عشق بدون قید و شرط را شکل میدهد و وقتی با چاکراهای بالاتر مرتبط میشود این عشق به “باکتی عشق الهی” تبدیل میشود که ما را از حضور الهی در تمام خلقت آگاه میسازد و به سوی وحدت با هر آنچه که در جهان وجود دارد راهنمایی مان میکند، و در جهت دستیابی به این هدف قلب ما باید بیاموزد که عشق بورزد، درک کند و شخصیت خاصمان را باور کند و این تنها زمانی عملی میشود که یاد بگیریم با خطاها و ضعفهای خودمان و جهان روبرو شویم و آنها را بپذیریم و دوست بداریم و گرنه بیمار، ضعیف و ناشاد خواهیم شد. چاکرای قلب سه چاکرای پایین را به سه چاکرای بالا وصل میکند. چاکرای قلب با هر نوع ادراک لطیف (در مشارکت و هماهنگی با چاکرای خاجی و خصوصا چاکرای چشم سوم) پیوندی نزدیک دارد. توانایی های والای چاکرای چشم سوم با باز شدن چاکرای قلب همزمان ایجاد میشود. چاکرای قلب رنگ سبز، صورتی و گاهی طلایی ساطع میکند، سبز رنگ سلامتی، همدردی و هماهنگی است. رنگ سبز روشن در چاکرای قلب نشانه سلامتی کامل است، در حالی که رنگ طلایی مخلوط با صورتی نشان دهنده آن است که شخص در عشق پاک و فداکارانه ” الهی” به سر میبرد. سبز رنگ طبیعت، رنگ نیروی تعادل، رنگ پیشرفت ذهنی و بدنی است. رنگ سبز بدن را از سموم پاک کرده و باعث هماهنگی جسم، ذهن و روح میگردد و اثر خوشایندی بر دستگاه عصبی دارد. سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه داشته و به ما آرامش میدهد. همچنان که قلب طبیعت با سبز اداره میشود، قلب انسان نیز چنین است. سبز روی فشار خون به شکل شگفت آوری اثر میگذارد. با سبز شدن تنه و شاخه درختان و جوانه زدن آنها از آمدن بهار با خبر میشویم. عادت کرده ایم که بهار را همراه با انرژی جدید در تنه، اعضا و قلب خود احساس کنیم. بعد از زمستان و در بهار، ما از نظر روحی و سلامت احساس شادابی بیشتری میکنیم. این احساس تازگی، نتیجه تاثیر پرتو سبز بر بدن های ظریف تر میباشد. این رنگ مناسب ذهن و روح ما است. بنابراین در چاکرای قلبمان توانایی عظیمی را برای دگرگونی خود و دیگران داریم. اگر یاد بگیریم که تمام بخشهای شخصیت خود را از صمیم قلب بپذیریم و دوست داشته باشیم، میتوانیم کاملا دگرگون یا سالم شویم. یک چاکرای باز قلب میتواند خود به خود تاثیر شفابخش و دگرگون کننده بر روی دیگران داشته باشد و گرمای طبیعی، صمیمیت و شادی پخش کند و این قلب اطرافیان را باز میکند، اطمینان، شادی و سرور به وجود می آورد و با باز بودن آن همهء موجودات را درک میکنیم چه ذی شعور باشند و چه نباشند و حتی به ستارگان ، خورشید و جهان زندهء اسرار آمیز عشق می ورزیم.

انسداد انرژی و کم کاری چاکرای چهارم:

درست کار نکردن این چاکرا باعث میشود که فرد همیشه در ازای عشقی که میدهد انتظار سپاس و قدردانی داشته باشد. و فرد از پذیرش عشق دیگران عاجز است و قادر نیست خود را برای پذیرفتن این عشق باز بگذارد. مهر و محبت و ملایمت دیگران او را شرمنده میکند. شاید به خود بگوید نیازی به عشقی که دیگران بتوانند به او بدهند ندارد. کم کاری چاکرای قلب فرد را بسیار آسیب پذیر، وابسته به عشق و علاقه دیگران میکند. وقتی احساس میکند که طرد شده است عمیقا آزرده و افسرده و غمگین میشود و در لاک خود فرو میرود . او دوست دارد عشق بورزد، اما ترس از طرد شدن باعث میشود که نتواند راه درستی برای این کار پیدا کند و این باعث تحکیم نقاط ضعف و ناتوانی او میشود. برای جبران فقدان عشق به شدت دوستانه و مهربان رفتار میکند و با تمام افراد یکسان و سرد رفتار میکند، بدون اینکه با هیچ یک از صمیم قلب درگیر شود. انسدادهای رایج در چاکرای قلب: جرم اندیشی، تعصب و تحجر، لاپوشانی کردن، ناشکیبایی و کوته فکری و تفکر سیاه، سفید (مثل خدا و شیطان، آدمهای خوب و بد، قدرتهای خوب و بد و…)

 

 

بیماریها:

بیماریهای قلبی، فشار خون، زخم، سرطان، دردهای عصبی، آنفولانزا، دردهای آنژینی، بالا بودن کلسترول، رگهای مسدود، خنکی دستها و پاها، خستگی مزمن، بیماری کبد، ایمنی کم در برابر بیماریها و پیری زودرس و …

تغذیه رنگی:

اسفناج، کلم، فلفل سبز، کاهو، سیب سبز، گوجه سبز، نخود سبز، عدس سبز، لوبیا سبز، کیوی، خیار و… و اغلب میوه ها و سبزیهای سبز که نه واکنش اسیدی دارند و نه آلکالین، مناسب هستند.

 

چاکرای سوم

محل: دو انگشت بالای ناف
غده مربوطه: لوزالمعده، پانکراس(کبد(
هورمون مربوطه: انسولین (کیسه صفرا(
بخشهای مربوطه: فسمت پایین پشت، حفره شکمی، جهاز هاضمه، معده ، کبد، طحال، کیسه صفرا، دستگاه عصبی غیر ارادی
حس:بینایی
رنگ: زرد، زرد طلایی
عنصر وابسته: آتش
زمینه: شکفتن شخصیت، عملکرد بر اساس احساسات و تجربه، شکل گیری شخص، نفوذ و قدرت، خرد، رشد تجربیات
جهت چرخش چاکرا: در زنان بر خلاف جهت عقربه های ساعت و در مردان در جهت عقربه های ساعت
امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای دوم: لذت بردن از نور خورشید، مزرعه گندم رسیده، گل آفتابگردان
نوع یوگا: تانترا یوگا
سیاره های وابسته: خورشید، مشتری، تیر، مریخ

توضیحات:

مانی پورا لغت مرکب و به معنی شهر جواهرات است و علت این نامگذاری این است که چاکرای مانی پورا نقطه کانونی گرما، مرکز حرارت، نور، انرژی و فعالیت است، جایی که انرژی جسمانی پخش میشود و چنانچه شخص عشقی مفرط به سلامت جسم و میل به حفظ آن داشته باشد، این چاکرا باز است. چاکرای مانی پورا به عنصر آتش نسبت داده شده و نشانگر خورشید انسان و مرکز قدرت و اراده اوست، مانی پورا و آجنا(چاکرای چشم سوم) دو مرکز اراده در بدن میباشند. به طور کل قدرت اراده، اعتماد به نفس، عشق به نفس، احترام به نفس، اطمینان از توان بالقوه خود و توانایی فیزیکی و ذهنی مقابله با فشار روانی یا همان آرامش درونی و ثبات شخصیت است و همچنین تمام کارکردهای اندامهای گوارش و سیستم عصبی مربوط به این چاکرا میباشد و ارتباطی نیز با چشمها که حس تحلیل کننده اند دارد. توانایی نه گفتن نیز در این مرکز ایجاد میشود. در اینجا انرژی خورشیدی که پرورش دهنده بدن اتری (کالبد اختری) است جذب میشود و به بدن فیزیکی حیات بخشیده و از آن حفاظت میکند و تمامی بدن را در بر گرفته و شخص را از امواج منفی و تشعشعات محیط اطراف مصون میدارد. اگر چه مانی پورا چاکرایی مربوط به ذهن است اما با حیات عاطفی انسان پیوند دارد، زیرا ذهن یا پدیده های ذهنی عمل تنظیم عواطف را بر عهده دارند در نتیجه انرژیهای احساسی و عواطف ازین چاکرا به چاکرای قلب و چاکرای خاجی منتقل میشود. پس در اینجا آرزوهای حیاتی، آرزوها و احساسات چاکراهای پایین تر درک میشود و بصورت کلام در میاید. وقتی کودکی متولد میشود، بند نافی اتری بین او و مادر باقی میماند. این رشته ها نمایانگر پیوند ابناء بشر با یکدیگر هستند. هرگاه دو انسان با یکدیگر رابطه ای برقرار سازند، ریسمانی بین چاکراهای شبکه خورشیدی آنها رشد میکند و هرقدر این رابطه محکم تر، تعداد و قدرت این ریسمانها افزون تر و زمانی که رابطه در حال گسستن است، رشته ها به تدریج جدا میشوند. در دوران کودکی این رشته ها بین مادر و فرزند بیشتر است و در دوران بزرگسالی این رشته ها را با همسر خویش برقرار میکند. در ضمن این مرکز به عنوان درمان نیز شناسایی شده و به شفای معنوی مربوط است. گفته میشود که در برخی از درمانگران این چاکرا بسیار بزرگ و رشد یافته است.

انسداد انرژی و کم کاری چاکرای سوم

وقتی چاکرای سوم درست کار نکند، فرد میخواهد همه چیز بر طبق خواسته های او انجام شود و دوست دارد دنیای درون و بیرون را کنترل کرده و غلبه و اعمال قدرت کند ولی از درون نا آرام و ناراضی است. احتمالا او در دوران کودکی یا نوجوانی طرد شدن را تجربه کرده است. او توانایی رشد ارزشهای خود را ندارد و اصرار می ورزد تا فعالیتهای بیرونی را افزایش دهد تا بتواند احساسات آزار دهنده، کمبودها و نقطه ضعف ها را بپوشاند و نیاز به آرامش درونی دارد. نگرانی و ناآرامی و استرس او واکنش همه خشمی است که در مدت زمانی طولانی فرو خورده است. هر استرسی میتواند احساسی مانند گرسنگی ایجاد کند. حتی زمانی که بدن احتیاج به غذا ندارد و این گرسنگی همان نیاز به انرژی در این چاکرا میباشد. انسدادهای متداول انرژی دراین چاکرا عبارتند از: عصبانیت، ترس، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه، دیابت، مشکل فشار خون، مشکلات گوارشی، عقده حقارت یا عقده خود بزرگ بینی، مشکل در پانکراس و معده، خجالتی و کم رو بودن و… کم کاری چاکرای سوم فرد را مایوس و نا امید کرده و سدهایی را مانع تحقق خواسته هایش میبیند. احتمالا آزادی شخصیت او در زمان کودکی به شدت محدود شده است و او ترس از دست دادن تایید والدین و معلمان را داشته و در ابراز احساسات تردید و آنها را سرکوب و باعث تلمبار شدن آنها شده و این همان چیزیست که باعث به وجود آمدن مشکل در این چاکرا شده است، وقتی با مشکلی رو به رو میشود احساس ناراحتی و تردید پیدا کرده یا به شدت عصبی میشود و اعمالش به شدت بی نظم و بی برنامه میشود.

تغذیه رنگی:
فلفل زرد، بلال شیرین، آلوی قطره طلا، موز، آناناس، کدوی مسمایی، کره، زرده تخم مرغ، پنیر هلندی و غیره

چاکرای دوم

محل: بالای استخوان خاجی، تقریبا بالای اندام تناسلی و پایین تر از ناف
غدد مربوطه: تخمدانها، غده پروستات
هورمونهای مربوطه: استروژن
بخشهای مربوطه: قسمت لگن، اندامهای تولید مثل، کلیه ها، مثانه، تمام مایعات بدن مثل خون، مایع لنف، شیره معده، اسپرم
حس: چشایی
رنگ: نارنجی
عنصر وابسته: آب
زمینه: نخستین احساسات جاری شدن با زندگی، لذن پرستی، شهوت، خلاقیت، شگفت زده و مشتاق
جهت چرخش چاکرا: در زن در جهت عقربه های ساعت و در مرد خلاف عقربه های ساعت
امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای دوم: لذت بردن و مشاهده نور ماه و آب زلال طبیعی و غوطه ور شدن در آن و یا نوشیدن از آب چشمه.
نوع یوگا باکتی یوگا
سیاره های وابسته: ماه ، پلوتون

توضیحات:

چاکرای دوم مرکز انرژی جنسی (گیرنده و فرستنده) و نفس و خلاقیت است که به عنصر آب نسبت داده میشود که منبع تمام حیات زیست شناختی است. عنصر آب پاک کننده و تطهیر کننده است و سدهایی را که مانع جریان حیات است شسته و باز میکند. در سطح فیزیکی آلودگیها را از کلیه و مثانه باز میکند و در سطح معنوی به شکل جریان روان و آزاد احساسات خود را نشان میدهد و سبب میشود تا انسان زندگی را همیشه تازه و جدید ببیند. از طریق این چاکرا فرد مستقیما احساسات انسانها را درک میکند و آن را به یکی از مراکز ادراک ماوراء حسی تبدیل میکند. چاکرای دوم اغلب جایگاه واقعی “شاکتی” محسوب میشود، شاکتی تجلی نیروی مونث خداوند به شکل انرژی خلاق است و حوزه نفوذ آن در اندامهای تولید مثل است که در مرد به صورت میل خلق حیات جدید و در زن بصورت گیرنده ء تکانه های خلاق و ایجاد زندگی جدید است. خلاقیت شامل کاری که فرد در هر زمینه ای انجام میدهد نیز میباشد. در نتیجه خلاقیت انسان توسط دستان او متجلی میشود و اگر کاری که انسان انجام میدهد مطابق استعدادها و قابلیت های شخصی اش باشد این انرژی خلاق متجلی شده و باعث رشد و پیشرفت او در آن زمینه شده و باعث آرامش ذهن او میشود و اگر برخلاف آن باشد باعث از بین رفتن آرامش ذهن او شده و یکی ازعوامل خشم و عصبانیت او میشود. احساسات و اعمال فرد خلاق حتی باعث ایجاد انگیزه برای دیگران میشود. چاکرای دوم به کیفیت عشق نسبت به جنس مخالف نیز مربوط میشود ازین چاکرا فرد قدرت جنسی خود را حس میکند و دومین هدف قدرتمند نیروی حیات (اشتیاق به اتحاد دو جنس) آشکار میگردد بنابراین قدرت جنسی در هر کس به نیروی حیات در او بستگی دارد. ناحیه لگن در بدن منبع حیات است، هر مرکز آن که مسدود گردد کاهش نیروی جسمی و جنسی را به دنبال خواهد داشت. انرژی جنسی در جریان آمیزش جنسی شارژ و تخلیه میگردد. این امر همچون حمامی از انرژی به جسم حیاتی دوباره میبخشد و آن را پاک میکند و بدن را از انرژی های راکد، فضولات، تنشهای عمیق رها میسازد و این عمل برای سلامتی جسمی فرد امری مهم است. عمل رها سازی خویش بصورت دو جانبه یکی از طرق وانهادن “تجرد” نفس و تجربه”وحدت” در بشر است. تجربه ای که از بدوی ترین امیال در سطح جسمی از یک سو و آرزوی عمیق معنوی وحدانیت با الوهیت از سویی دیگر نشات میگیرد. این پیوند یکی از خصلتهای معنوی و مادی در افراد بشر میباشد.

انسداد انرژی در چاکرای دوم

اگر راه عبور انرژی در این چاکرا مسدود شده باشد یا اختلالی در این چاکرا وجود داشته باشد به نفی یا سرکوب امیال جنسی منتهی میشود و اغلب در راه زیاده روی در رابطه و خیال پردازی نمایان میشود.یا ممکن است به حالتی مانند اعتیاد به مواد مخدر در آید. در هر صورت نسبت به جنس مخالف شک و دودلی و تنش یا حتی نفرت وجود دارد و ابزار این انرژی های طبیعی را فرد محکوم میکند یا اینکه بصورت شهوت پرستی بی ادبانه و اصرار در امیال جنسی نمایان میشود در هر صورت بد کار کردن چاکرای دوم معمولا در سن بلوغ بوجود میاید. بیدار شدن انرژی های جنسی بی ثباتی ایجاد میکند و معمولا والدین و مربیان توانایی آموزش صحیح را در این زمان به جوانها ندارند و اینکه چگونه این انرژی را کنترل کنند. کم کاری این چاکرا میتواند ریشه در دوران کودکی داشته باشد احتمالا والدین احساسات و ارتباطشان را کنترل میکردند و فرد کمبود لذتهای حسی مانند نوازش، مهر و عطوفت را تجربه کرده است در نتیجه احساساتش را سرکوب کرده است و در دوران بلوغ مانع رشد انرژی های جنسی شده و نتیجه آن واپس زدگی، فقدان عزت نفس، فلج عاطفی و سرد مزاجیست و زندگی در نظرش غم انگیز، کسل کننده و بی ارزش است. اما با ریکی دادن به این چاکرا و ریکی فرستادن برای درمان گذشته تمامی این اختلالات درمان میشود و وضعیت انرژی در این چاکرا متعادل میشود.

تغذیه رنگی برای درمان:
خوراکیها و مواد غذایی به رنگ طبیعی نارنجی مثل: پرتقال، نارنگی، هویج، انبه، کدو تنبل، زردآلو ، نارنج و غیره

چاکرای اول

محل: بین مقعد و اندام تناسلی، به دنبالچه مرتبط است به طرف پایین باز میشود
غدد مربوطه: غدد فوق کلیوی
هورمونهای مربوطه : آدرنالین و نور آدرنالین
بخشهای مربوطه: تمام قسمتهای سخت، ستون فقرات استخوانها، دندانها، ناخن ها، پاها، مقعد، روده ها، غدد پروستات، خون، تکثیر سلولی
حس: بویایی
رنگ: قرمز آتشی
عنصر وابسته: خاک
زمینه: اولین انرژی حیاتی، اولین مراقبت پیوند با زمین و دنیای مادی، استحکام، قدرت موفق شدن.
جهت چرخش چاکرا: در مونث به سمت چپ یعنی بر خلاف جهت عقربه های ساعت و در مذکر به سمت راست یعنی در جهت چرخش عقربه های ساعت
امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای اول: لذت بردن از سپیده دم، طلوع و غروب خورشید، خاک تازه
نوع یوگا: هاتایوگا، کندامین یوگا
سیاره های وابسته: کیوان، مریخ، پلوتون

توضیحات:

این چاکرا از نظر احساسی با میل به زندگی و شادابی و از نظر فیزیکی با سیستم ایمنی بدن در ارتباط است. این چاکرا تنظیم کننده اعمالی است که بدن و جسم را زنده نگه میدارد. در این چاکراست که با زمین مرتبط میشویم و انرژیهای زمینی (نیروی عاطفی، عشق و صبر ) را دریافت و تجربه میکنیم. چاکرای اول اساس و پایه نیروی حیاتی تمام چاکراهای بالاتر را شکل میدهد و سرچشمه نیروی حیات است. این چاکرا منبع انرژی کندالینی است. بنای زندگی بدست آوردن امنیت مادی و حفظ تنازع بقا گونه ها با تشکیل خانواده، رابطه جنسی به عنوان یک عمل فیزیکی و بچه دار شدن هم از اعمال مربوط به این چاکرا هستند. وقتی نیروی حیات در این چاکرا به درستی عمل نماید، شخص اشتیاقی مبرم به زندگی در جهان فیزیکی دارد و با انتقال انرژی به اطرافیان و حوزه انرژی آنها همچون یک مولد نیرو عمل میکند. او اشتیاقی راستین برای زیستن دارد. رنگ قرمز که رنگ این چاکرا میباشد جسم فیزیکی را تحریک میکند و سر زندگی و انرژی به جسم داده و روح را سر زنده و با هیجان میکند و رنگ قرمز جرات، نیرو و قدرت، استواری و سلامتی میبخشد. قرمز سبب غلبه بر بی حالی و افسردگی، ترس یا دلتنگی میشود. قرمز رنگ آتش است. قرمز تعصب شدید، غیرت و هیجان است. افرادی که بر افروخته و سرخ رنگ هستند ناخود آگاه احساس سرزندگی، پرتلاش بودن را به شما منتقل میکنند و الگو و نمادی هستند از یک فرد پرتحرک! آنچه برداشت میشود این است که نیروی حیات مادی و جسمی از رنگ سرخ است. زمانی که دراین چاکرا مانعی ایجاد گردد شخص از فعالیت جسمی سر باز میزند و انرژیش کاهش مییابد و حتی ممکن است علیل و ناتوان گردد. چنین فردی فاقد قدرت و توان جسمی است. بطور مثال اگر چاکرای اول به اندازه کافی کار نکند احساس عدم تعادل خواهید کرد یا انگار فرش از زیر پا کشیده شود درحالی که محکم ایستاده اید. اگر چاکرای اول بیش از حد کار کند ممکن است از کوره در بروید و عصبانی و پرخاشگر شوید و این ممکن است زمانی باشد که چیزهایی که شما را مشغول و سرگرم ساخته توسط دیگران یا شرایط مورد سوال قرار گیرد. در نهایت زمانی که احساس عدم امنیت میکنید با خشم و غضب و زود از کوره در رفتن حالت دفاعی میگیرید. از نظر احساسی کم تحمل میشوید همچنین ممکن است افراط در مسائل احساسی و هیجانی مثل غذای خوب و الکل و غیره داشته باشید. در کارهایتان به شدت در حالت دودلی و شک و تردید به سر میبرید و زندگی را اغلب همچون بار سنگینی احساس میکنید به جای آنکه از زندگی لذت ببرید و شاد باشید.بطور کل اختلال در انرژی موجود دراین چاکرا موجب بیماریهایی مثل افسردگی، بیحالی، اعتیاد (به هرچیزی)، روماتیسم، رعشه و کم خونی میشود و همینطور بیماران بستری بر اثر نحیفی و لاغری و ضعف جسمانی و بیماران حادثه ها و مجروحان جسمانی نیاز شدید به انرژی در این چاکرا دارند اما انرژی دادن به این چاکرا در کودکان هابپراکتیو، بیماران پرتحرک عصبی، پارکینسون، مجنونان، افراد عصبانی و،. موجب تاثیر منفی خواهد شد.

تغذیهء رنگی
رنگ طبیعی خوراکیها و غذاهایی که میخوریم فرکانس ارتعاشی همان رنگ را در دسترسمان قرار میدهد و بروی چاکرای خاصی تاثیر میگذارد:
جگر قرمز، دل، قلوه، کلم قرمز، چغندر قند، تمشک قرمز، گیلاس قرمز، انگور قرمز، آلوی قرمز، فلفل قرمز، سیب سرخ، گوجه فرنگی و هر چه قرمز است.

اثرات رنگ لباسها بر روی بدن

رنگ لباسها به دلیل حساسیت نوری سلولهای بدن بر ما اثر میگذارند بنابراین بهتر است لباسی بپوشیم که به رنگ آن نیاز داریم اما فراموش نکنید که هر لباسی اعم از کت، پیراهن یا بلوز یا مانتو به تن میکنید، لباس زیر شما باید سفید باشد. اگر لباستان از پارچه نخی یا ابریشم و یا پشم با رنگ طبیعی باشد بهتر است از لباسهای مصنوعی با رنگ مصنوعی است.

چاکراه چیست؟

امروز مطلب جالبی دیدم که متوجه شدم تاثیر ان در زندگی بسیار مهم است و ان چاکراه هست .(مساله مهمی که بیشتر در زندگی انسانها تاثیر بسزایی دارد مسئله اول از همه تشخیص مزاج -تغذیه درست و چاکراهها میباشد .گاهی اوقات مادرم میگفت .زمانی که ما انسانها در زمین یا اتاقی که میشینیم باید کف ان خاک باید باشه نه موزاییک .میگفتم مگه چه ایرادی داره .این ادمهای قدیم هم واقعا تجربه های زیادی دارند یا اینکه میگفت : فردی که طبع گرم صفراوی یا دموی دارد باید غذاهای خنک و سردی مثل آش انار.آش آلو.آب زرشک.خیار مرکبات.و ماست و…..مصرف کند تا گرمی و حرارت ذاتی او تعدیل شودوغیره…..

حال دنباله مطالب

شما چه بپذیرید یا نه این هفت چاکرا بعلاه بیشمار چاکرا فرعی دیگر در بدن

همه شما وجود دارند و باز بودن آنها باعث سلامت روح و جسم شما عزیزان و افزایش آگاهی شما و بسته بودن هر کدام از آنها باعث انواع و اقسام بیماریهای روحی و جسمی …..در بدن هر کدام از ما میشوند:

۱-چاکراه ریشه یا چاکرا جنسی:از طریق این چاکرا انرژی حیات و جهان مادی به بدن هر یک از ما وارد شده و باعث به وجود آمدن تعادل در روابط زمینی ابتدایی و جنسی هر انسانی خواهد شد….

۲-چاکراه خاجی که اندکی بالاتر از خط زیره شکم قرار دارد:تمامی احساسات-حس جاری بودن زندگی-لذت پرستی و خلاقیت از باد بودن این چاکرا ناشی میشود.

۳-چاکرا خورشیدی که بالاتر از ناف قرار دارد:به باز شدن شخصیت شکوفا شدن و نفوذ و قدرت و فراوانی خرد و رشد تجربیات و اعتماد بنفس کمک میکند.

۴-چاکرا قلب بین قفسه سینه و همسطح با قلب قرار دارد:به آشکار شدن احساسات هم عشق و هم نفرت-قدرت بخشیدن همنوعان-ارتباط صمیمانه

و عدم خودخواهی و خود پسندی کمک میکند…

۵-چاکرا گلو که در وسط گلو قرار دارد و چاکرا کوچکتری در پشت این چاکراست:به ابراز وجود کردن-قدرت نه گفتن-باز بودن و پذیرا بودن-سلامتی کلی جسم و روح کمک میکند.

۶-چاکرا چشم سوم درست در بین دو ابرو :به ادراک-کشف و شهود-رشد حس های درونی و قدرت ذهن-اراده تخیل کمک میکند.

۷-چاکرا تاج :کمال-روشن بینی-شناخت حقیقت-سکوت ذهن مزاحم و آگاهی مطلق.

اندامهایی که بترتیب به چاکرا های مختلف ربط دارند و بسته بودن چاکرا ها باعث اختلال در کار آنها میشود عبارتند از:

چاکرا اول:مثانه و آلت تناسلی.

چاکرا سوم:لوزالمعده-کبد-معده-روده بزرگ و کوچک-آژاندیس…

چاکرا چهارم:قلب و غده تیموس..

چاکرا پنجم:غده تیروئید-و گلو

چاکرا ششم :هیپوفیز-مغز تا اندازه ای-غدد مترشحه داخلی کلا برای سایر چاکرا ها باعث تقویت است.

چاکرا هفتم:مغز و باز هم غدد مترشحه داخلی..

چاکرا دوم که ذکر نشده مشترکی از اندامهای مربوط به چاکرا اول و سوم را در بر میگیرد….

خواص سنگها

گوهرها

از عهد باستان به دلیل اعتقاد مردم آن دوران به خواص ویژه خرافاتى و شاید ماوراءالطبیعه این اجسام همواره مورد توجه بوده اند . انسان عهد باستان باور داشت این جسم زیبا ویا هنر خلاقه طبیعت در درون خود خواصى پنهانى دارد که انسانها را به سمت خود مى کشد . همین کشش باعث شد بسیارى از ادیان باستانى به دنیاى اوهام و غیر واقعى روى آورند. این ادیان گوهرها را در راه منافع دینى خود مورد استفاده قرار مى دادند. هنوز هم وقتى انسانى در مقابل یک گوهر و یا بلور زیبا و خوشرنگ و شفاف قرار مى گیرد حیران از این است که چه نیرویى این سنگ را به این اندازه زیبا آفریده است . یک بلور زیبا درون خود عناصرى دارد که بر زیبایى آن مى افزاید.
در حقیقت عنصر اصلى که باعث این پدیده ها مى شود ، همان نور است که زندگى بدون آن ممکن نیست . از آنجا که نور زیبایى را به گوهر یا کانى مى دهد، زیاد دور از شگفتى نخواهد بود که انسانهاى دوران گذشته نور را پرستش مى کردند و لذا پیدایش برخى خرافات در مورد گوهرها نیز سرچشمه اى از نور دارد . به جرأت مى توان گفت بیشتر افرادى که با خود گوهر حمل مى کنند ، بدون آگاهى از این مطلب از این تصور انسانى پیروى مى کنند ، چون براى آنها خواص نورى و خرافاتى نسبت به ارزش مادى گوهر ، اهمیت بیشترى دارد. حتى به تازگى در اروپا و آمریکا کتابهاى بى شمارى چاپ شده که پر از پدیده هاى خرافاتى گوهرها و سنگهاست در حالى که علم ارزشى براى این مطالب قائل نیست .
(فرهنگ گوهرشناسى ، دیباچه)
گوهر واژه اى فارسى برابر با جوهر و جواهر است که به سنگهاى گرانبها یا قیمتى یا احجار کریمه اطلاق مى شود و به نامهاى سنگ هاى زینتى، تزئینى ، آذینى ، پیرایه اى و احجام نفیسه هم آمده است .
بعضى از نگین ها را اثر و خاصیتى است که نمى توان آن را انکار نمود، چنانکه فردى را نزد حاکمى به سبب جرمى مى بردند حضرت صادق (علیه السلام) فرمود که انگشترى عقیق به او برسانند، انگشترى به او رساندند و مکروهى به او نرسید . یا شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر (ع) گذرانیدند تازیانه بسیار بر او زده بودند . حضرت فرمود: انگشتر عقیق او کجاست، اگر با او مى بود تازیانه نمى خورد . یا آنکه کسى نزد حضرت خاتم (ص) آمد و شکوه نمود که دزد در راه اموال مرا ربود، حضرت فرمود: چرا انگشتر عقیق در دست نداشتى که آن از هر بدى آدمى را نگاه مى دارد .
سنگهاى با ارزش فراوانند و در بین این هزارها سنگ گران قیمت پیامبران و ائمه اطهار (ع) تنها بر چند سنگ صحه گذاشته اند اما نه به خاطر آنکه اثرى جادویى دارند، بلکه آن نگین هرچه باشد برگزیده شده و براى دارنده آن اثراتى از جمله فتح مهمات و دفع بلیات و غیره دارد و اثرات آنها ذاتى نیست و از جانب خداى تعالى است . پس اگر کسى اثر آنچه را که همراه خود مى دارد ، ذاتى و مستقل بداند به خداى یگانه شرک ورزیده است . ضمن آنکه استفاده بعضى از انگشترها مثل طلا براى مردان و انگشتر آهنى و مسى و نگین راه راه بر زنان و مردان را ممنوع کرده اند .
در تفسیر قمى جلد دوم از امام صادق (ع) روایت شده است: همه ملک سلیمان را خداوند در انگشتر او قرار داده بود، هرگاه سلیمان آن در دست مى گذاشت تمامى جن و انس و شیاطین و همه پرندگان و وحوش به نزد وى حاضر گشته و از او اطاعت مى کردند . باد مأمور حمل تخت او بود و همه شیاطین و انسانها و پرندگان و چهار پایانى که تحت اوامرش بودند همگى آنها را جابه جا مى نمود.
سلیمان به هنگام رفتن به بیت الخلا، انگشترش را در اختیار برخى از خدمتکارانش قرار مى داد. روزى شیطان آمد و خادم او را گول زد و انگشتر را از او ستاند و آن را در دست نهاد ، نتیجه آن شد که تمام شیاطین و جن و انس و پرندگان و وحوش مسخر او گشتند و آن حضرت در جست و جوى انگشتر شد ولى آن را نیافت .
سرانجام شیطان ترسید که مردم متوجه حیله او شوند آن را به دریا انداخت . خداى – عزوجل – ماهى را مأمور به بلعیدن آن انگشتر نمود ، بنى اسرائیل چهل روز در جست و جوى حضرت سلیمان بودند و از آن طرف سلیمان در ساحل دریا به دنبال انگشتر بود و با گریه و زارى به سوى خداى تبارک و تعالى استغفار مى نمود و از این اتفاق به جانب خدا توبه مى کرد . پس از چهل روز به صیادى رسید که ماهى صید مى کرد ، حضرت سلیمان به او کمک نمود . آن صیاد پس از صید ، یک ماهى به سلیمان داد ، او شکم ماهى را شکافت انگشتر خود را در آن دید و انگشتر را به دست کرد و شیاطین و جن و انس و پرندگان و وحوش در برابرش خضوع کردند و پادشاهى او به همان حالت اول بازگشت و حضرت ، آن شیطان (که انگشتر را ربوده بود) به همراه لشگرى که همراه او بودند به وسیله اسماء الهى حبس نمود و عده اى را در دل دریا و بعضى را در میان سنگ و صخره ها زندانى نمود و آن شیاطین تا روز قیامت زندانى و معذب هستند .
از قدیم الایام به فوائد سنگها و جواهرات و نیز به خواص مغناطیسى و درمانى آنها توجه داشته و در طب سنتى از آن بهره مى جستند.
گاهى شنیده مى شود فلانى با داشتن یک انگشتر خیر و برکات فراوانى یافته و کارها مطابق میل او پیش مى رود و دیگرى انگشترى دارد ولى هیچ کاربردى برایش ندارد. این به جهت آن است که باید در انتخاب نوع نگین دقت لازم به عمل آید و نگینى انتخاب شود که با طبع و مزاج شخص موافق باشد و براى انتخاب جواهر موافق با مزاج و طبع هر شخس دو راه وجود دارد:
راه اول: توجه به روز تولد است . مثلاً اگر شخصى روز پنجشنبه تولد یافته، روز پنجشنبه به ستاره مشترى تعلق دارد، براى او سنگهایى که متعلق به مشترى و موافق با آن است تجویز مى شود .
راه دوم: به ماه و برج تولد فرد توجه مى شود . سنگهاى موافق طبق ماه تولد اشخاص به عبارت زیر است:
آداب انگشترى در روایات اسلامى:
نگین عقیق
الف) ایمنى دهنده در سفرها بوده و آدمى را از بدى ها حفظ مى کند(۱)
ب) با خیر و نیکى روبه رو مى کند(۲)
ج) غم و غصه را رفع مى کند(۳)
ه) فقر را از بین مى برد(۵) و باعث گشایش رزق مى شود(۶)
و) کارها را به نیکى و خوبى تمام مى کند(۷)
ز) موجب اجابت دعا(۸) و برآورده شدن هر حاجتى مى شود(۹)
ح) موجب برکت و باعث ایمنى از بلا مى شود(۱۰)
ط) ایمنى از پادشاه ظالم(۱۱)
ى) همراه داشتن آن به هنگام نماز معادل هزار رکعت است(۱۲)
حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) فرمودند: (یا على) همانا عقیق اولین کوهى است که به ربوبیت خداى متعال و نبوت من و وصى بودن تو و امامت فرزندانت و اختصاص داشتن بهشت به پیروان تو و اختصاص آتش به دشمنان تو شهادت داده است.
انگشتر شرف شمس
شرف شمس در نوزده درجه حمل است و این حروف عالیات که هفت و سیزده اند، به همین اسم شریف شرف شمس شهرت دارد، برنگین انگشترى نقش کنند که صورت صحیح آن این است:

و اگر به این اشکال دیده شود صحیح نیست و صورت صحیح آن همان است که ذکر شد.
همگى آن را اسم اعظم دانسته اند و خاتم آن را که اولین کلمه است، خاتم سلیمانى گفته اندو آن را به عوالم خمسه که حضرت خمس در اصطلاح عارفان است تفسیر کرده اند و در صفحه ۹۲ و ۹۳ و ۲۲۲ و ۲۲۳ حظ و لذ در تأثیر از جعفر خابیه امام صادق از امیرالمؤمنین علیهاالسلام امورى را برشمارد و انتساب آنها را به تورات و انجیل و قرآن ذکر کرده است و نیز بونى در کتاب شمس معارف کبرى جلد اول اوفاقى بسیار در خواص آن آورده است که «ضحکه للمغفل و عبره للمحصل».
نگین فیروزه
الف) باعث بى نیازى و دورى فقر مى گردد.(۱۳)
ب) جهت ایجاد فرزند مؤثر است. (۱۴)
ج) در استجابت دعا مؤثر است.(۱۵)
د) عامل فتح و پیروزى است. (۱۶)
هـ) دور گرداننده دردها از دیدگان است.(۱۷)
و) موجب گشایش سینه مى گردد.(۱۸)
ز) قوت دل را زیادمى کند. (۱۹)
ح) باعث برآورده شدن حاجات مى شود.(۲۰)
یکى از خادمان امام هادى (علیه السلام) از آن حضرت جهت زیارت على بن موسى الرضا اجازه سفر به سرزمین توس گرفت. حضرت به او فرمودند: انگشترى با نگین عقیق زرد به همراه داشته باش که بر روى آن حک شده باشد «ماشاءالله لاقوه الا بالله استغفرالله» و بر آن سوى نگین «محمد و على» حک کن.
خادم مى گوید: از نزد امام بیرون شدم و انگشترى را طبق دستور امام تهیه کردم و مجدداً براى خداحافظى به حضور امام رفتم. فرمودند: انگشترى دیگر با نگین فیروزه باید همراهت نمایى که در بین توس و نیشابور شیرى با تو روبه رو مى شود و قافله را از راه رفتن بازمى دارد، به سوى آن شیر رفته و انگشتر را نشانش مى دهى، به او بگومولاى من مى گوید از راه کنار برو. بعد اضافه کرد، باید نقش روى انگشتر (الملک لله» و سمت دیگر آن «الملک لله الواحد القهار» باشد که انگشتر حضرت على (علیه السلام) این نقش را داشته است. که آن سپرى در برابر درندگان و عامل پیروزى در جنگهاست.
نگین یاقوت
الف) باعث از بین رفتن فقر مى شود.(۲۱)
ب) دارنده آن نجابت و بزرگى مى یابد.(۲۲)
ج) پریشانى را زایل مى کند.(۲۳)
رسول خدا (صلى الله علیه و آله) خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
فرزندم، انگشتر یاقوت و عقیق به دست کن که فرخنده و مبارک است و هرگاه کسى به آنها نگاه کند نور صورتش زیاد مى شود و یک رکعت نماز با آن دو، برابر با هفتاد رکعت نماز بدون آنهاست…
نگین زمرد
الف) سبب آسانى کارهاست.(۲۴)
ب) زایل کننده فقر است. (۲۵)
ج) فقر را به توانگرى مبدل مى کند.(۲۶)
از امام رضا (علیه السلام) درباره نگینى که از سنگ زمرد ساخته مى شود، پرسیدند؟
امام فرمود: اشکالى ندارد اما به هنگام طهارت گرفتن (استنجار) آن را از دست درآورند.
نگین جزع یمانى
حضرت على (ع) فرمود: «انگشتر جزع یمانى در دست کنید که رد نمى کند مگر متمردان شیاطین را»
نگین سنگ زمزم:
حسین بن عبدالله از امام على نقى (ع) سؤال کرد: «آیا خوب است از سنگ ریزه اى که از چاه زمزم بیرون آرند، انگشترى سازند؟
فرمودند: بلى ، اما چون خواهد استنجاء کند، از دست بیرون آورد.»
نگین حدید چینى :
الف ) جهت نیرومندى نیک است . (۲۷)
ب ) باعث دورى اجانین و شیاطین مى شود. (۲۸)
ج ) از شر هر موجودى در امان مى دارد.(۲۹)
د ) اثر چشم بد را از بین مى برد. (۳۰)
ه- ) باعث آسانى وضع حمل مى شود. (۳۱)
البته این انگشتر به هیچ وجه به زنان باردار توصیه نمى شود چون براى جنین خطر دارد.
ژ ) براى اجابت حاجات دشوار نیک است . (۳۲)
ز ) باعث ایمنى از ترس مى شود . (۳۳)
ح ) همراه داشتن آن به هنگام نماز مکروه است (۳۴)
انگشتر در دست راست یا چپ:
از امام کاظم (ع) سؤال شد آیا انگشتر را باید در دست راست کرد؟ فرمودند: هرطور که مى خواهى، دست راست باشد یا چپ.
رسول خدا فرمود: یا على !انگشتر در دست راست کن که این عمل فضیلتى است از سوى خداى – عزوجل – براى آفریدگان مقربش.
ابوالعلاء از امام صادق (ع) در باره انگشتر به دست راست کردن سؤال کرد و گفت: من دیده ام بنى هاشم انگشترهاى خود را در دست راست مى نهند.
حضرت فرمود: پدرم امام محمدباقر (ع) در دست چپ انگشتر مى گذاشت و او (پدرم) افضل بنى هاشم و فقیه ترین آنها بود.
امام حسن عسکرى (ع) در سال دویست و شصت قمرى خطاب به شیعیان فرمودند: تاکنون امر ما این بود که انگشترتان را به دست راست بگذارید. این در حالى بود که ما (اهل بیت) در میان شما حاضر بودیم ولى اکنون امر مى کنیم انگشترى را به دست چپ کنید به جهت آنکه ما از میان شما غائب مى شویم تا زمانى که پروردگار امرما و امر شما را ظاهر کند همانا این بهترین دلیل براى شما در ولایت ما اهل بیت است. همان لحظه شیعیان در حضور امام انگشترهاى خود را از دست بیرون کرده و در دست چپ شان قرار دادند و حضرت به آنان فرمودند: این قضیه را براى شیعیان ما نقل کنید.
رسول اکرم مى فرماید: امتم را از دست کردن انگشتر در انگشت سبابه و وسط نهى مى کنم و در روایتى دیگر این عمل (انگشتر در انگشت سبابه و وسط نمودن) را از افعال قوم لوط دانسته اند.

پى نوشت ها:
(۱ ۸، ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۳) امام جعفر صادق (ع)
(۲و۳و۵و۷و۱۵و۲۵) رسول خدا (ص)
(۴ ۶، ، ۱۴ ، ۲۳ ، ۲۴ ، ۲۶) امام رضا (ع)
(۹) امام سجاد (ع)
(۱۰
(۲۹ ، ۳۰ ، ۳۱ ، ۳۲ ، ۳۳ ) امام صادق (ع)
( ۳۴ ) حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف
منابع و مآخذ : الکافى ، تهذیب الاحکام ، وسایل الشیعه، مکارم الاخلاق ، امامى شیخ طوسى ، عیون اخبار الرضا، حلیه المتقین، هزار و یک نکته.

 

مجله علمی خبری سلامت و تندرستی پاکیمان راه کارهای مدرن پیشگیری و درمانی . mag.pakiman@gmail.com تمامی حقوق این وب سایت متعلق به شرکت پاک ایمان طب سلامت می باشد. ( www.nasrpakiman.com ) Theme by s/n