بایگانی برچسب: یوگا

تاچی چیست

تای چی (مراقبه پویا) چیست؟

تای چی یا یوگای چینی به معنی نهایت برتر است و نحوه جاری کردن چی یا نیروی حیاتی در روان و جسم را به هنرجو آموزش میدهد . تای چی حاصل ترکیب سه فلسفه بودیسم ، تائوئیسم ، و کنفسیوس میباشد . تای چی هنر مراقبه فعال است و در عصر حاضر یکی از مؤثرترین راههای رهایی از تنش و بازسازی روان و جسم انسان امروز به شمار می آید . چون در عصر حاضر انسانها عادت به فعالیت و حرکت کرده اند ، برای آنها بسیار مشکل است که در گوشه ای ، ساکت و ساکن بنشیند و به خود بنگرند . ولی تای چی به عنوان هنر مراقبه فعال به هنرجو یاد میدهد که چگونه در حین فعالیت بتواند به نیروی درونی و جوهر ابدی خود آگاه شده و بتواند در ژرفای وجود خود، تحقیق کند و گوهر وجودی خویش را که همانا آگاهی و روشنایی است صید کند .

تای چی از یک سری حرکات موزون و مواج ، حرکات تنفسی ،‌ تمرکزی ، تجسمی و مراقبه های خاص تشکیل شده ، که به وسیله آنها هنرجو با شعور و هشیاری درونی خود ارتباط برقرار کرده و میتواند کیفیتی برتر و متعالی تر را در زندگی عادی و روزمره خود نمایان کند .

چاکراها یا مراکز انرژی که در تای چی مورد بررسی قرار می گیرد تمام چاکراهای اصلی به خصوص چاکرای تاج و چشم سوم ، چاکراهای فرعی دست و پا و سرچشمه انرژی ، تانتین می باشد . تای چی بخشی از طب سنتی چینی است . در اصل نقاط درمانی طب سوزنی به گونه ای در حرکات تای چی گنجانده شده اند که یک فرد به طور مستقل بتواند آنها را تحریک کرده و فعالانه باعث شفای روان و بدن خود شود .

تای چی هنر شفای کل نگری مانند یوگا ، هومیوپاتی ، انرژی درمانی و …… میباشد. در ضمن تای چی برای عصر حاضر که بسیار سریع و پرجنب وجوش است بسیار مناسب است و فرد حتی در زندگی عادی روزمره مثلاً : جارو زدن ، رانندگی و … میتواند از آن استفاده کند .

فلسفه تای چی بر چه اساسی استوار است؟

تای چی کلاً بر چند اصل مانند : قانون یین و یانگ ، قانون انرژی هوشمند حیات «چی » ، قانون تعادل ، قانون اتحاد ، قانون طبیعت ، «غلبه نرمی بر سختی » ، قانون عدد 3 «تثلیث » ، قانون ارتعاشات ، قانون خود هشیاری ، خویش انضباطی ، خود شناسی ، قانون تسلیم ، قانون عدد 7 یا اکتاو ، قانون برتری ذهن و رابطه متقابل آن با بدن ، تئوری وای دن و قانون روح و ….. استوار است .

اکنون به بررسی چند اصل بنیادین تای چی میپردازیم :

1 – چی ، جوهر واحد هستی «Spirit , Vital force»
چی به معنای هوا ، نیرو ، حرکت و انرژی حیاتی است که در اصل منظور همان انرژی ذاتی یا انرژی اولیه و مطلق و یا جوهره ی حیات میباشد . این انرژی حیاتی از مبدأیی واحد به بیرون انتشار می یابد و باعث زندگی و جان بخشیدن به هر چیزی میشود . هستی هر چیز وهر کس وابسته به این انرژی حیاتی و واحد است که در زبانهای مختلف با نامهای مختلفی مانند ، کی یا ریکی در ژاپن ، نا یا جان یا نیرو در پارسی ، روح الهی یا عشق الهی یا حی یا نور و …. در عرفان اسلامی ، روح القدس یا کلمه در مسیحیت ، تائو در تائوئیسم ، پرانا در علوم ودائی ، داما در بودیسم ، چی در چین ، انرژی هوشمند در علم ، ATP در فیزیولوژی ، ناشناختنی در عرفان سرخپوستی و قانون جاذبه در فیزیک مینامند .

این جریان هوشمند از چاکرای تاجی وارد بدن میشود و از میان 7 چاکرای اصلی عبور میکند و باعث حیات انسان و هر موجود زنده دیگری میشود . پس هر چه این جریان متعادلتر و قویتر باشد موجود سرحال تر و قویتربودن میشود . در تای چی هنرجو نحوه تعادل ، بیشتر کردن و هدایت این جریان را یاد میگیرد .

اعتقاد چینیان چنین است که جریان چی از سه طریق دریافت میشود : 1- آسمان «هوا و …» 2- زمین «غذا » 3- انرژی جنسی و به طور مستمر در مسیرهای انرژی بدن انسان جاری است و هر گاه در این جریان اختلالی به وجود آید یا مسیر آن مسدود شده و کلاً نا متعادل شود بیماری به وجود میآید . تای چی و چی کونگ تکنولوژی شفاگری این فلسفه می باشند که به هنرجو آموزش می دهند که چگونه چی را لمس کرده ، آنرا متعادل کند.

کاربرد اصل چی به چه معناست؟

فردی که چی را در وجود همه شناخته باشد دیگر در مورد کسی خشونت ، نفرت نمی ورزد و جز عشق نمی تواند بکند چون هر چه میکند با آن جریان هوشمند حیات برخورد میکند و دیگر صورت آدمیان را نمی بیند بلکه جوهرة واحد آنها را می بیند وبه آن احترام می گذارد و در جهت خدمت بر میآید . فردی که خود را با جریان هستی هماهنگ نکرده، مقاومت میکند و شکست می خورد ، مثلاً« با آلوده کردن زمین و آسمان » و بعد داد سر میدهد که این چه زندگی است و با این کار هر لحظه خود را به نابودی نزدیکتر میکند ولی کسی که به جریان هستی اعتماد میکند هرلحظه از زندگی اش سرشار از سرور و موفقیت است .

تبدیل کردن انرژی منفی و فشار به انرژی مثبت ( قانون نوعی دیگر ) یعنی چه ؟

در تای چی که فن آوری حکمت چین باستان است ، قاعده ای وجود دارد که میگوید : هر چه فشار بیشتری وجود داشته باشد شما بیشتر می توانید در جهت منافع خود از آن استفاده کنید . اما چگونه ؟ طبق قاعده غلبه نرمی بر سختی . مثلاً : آب را بنگرید چگونه سنگها را می شکافد و به جلو می رود و راه خود را ادامه میدهد . در هنرهای رزمی شرق مانند جودو ، آیکیدو ، هاپکیدو و …. هم از این قاعده به شکل دیگری استفاده می کنند . این اصل برای استفاده در زندگی روزمره است . طبق این اصل انرژی منفی یا فشار همان انرژی مثبت است «طبق فلسفه ین و یانگ » که میتوان با یک برخورد درست و متعادل آنرا تغییر داد و اینجاست که شکست پلی میشود برای پیروزی . بر اساس قانون نوعی دیگر یعنی نوعی دیگر برخورد کردن و نوعی دیگر دیدن و .. میتوان وقایع را تغییر داد «مسأله مهم نیست ،طرز برخورد ما با مسئله مهم است »

روزگاری آب و باران به سیل بدل می شد و خانه ها و مزارع را ویران می کرد ولی امروز سد بر آن زده اند و آنرا برای آباد کردن مزارع و … استفاده می کنند . یک موج برای یک قایق کوچک میتواند ویران کننده باشد ولی برای یک کشتی میتواند عاملی برای حرکت باشد . یک مسأله و نیازمندی برای یک جوان میتواند عامل توقف باشد وبرای دیگری میتواند باعث پیدا کردن راه های خلاقانه جدید ویا یک اختراع نو باشد . یک غم میتواند برای یکی دیوان شعر شود و برای دیگری مایع افسردگی .

کاربردهای شفاگری در تای چی چیست؟

پاکسازی و نیرودهی به جسم و روان ، متعادل کردن انرژی ها ، تغییر کیفیت زندگی و نگرش ، سالم سازی جسم و روان ، بهره وری بالاتر و بیشتر از قابلیت های ذهن و بدن و ….

تمرین 1 :
در یک حالت راحت بنشینید مثلاً : روی صندلی راحتی ، ترجیحاً پشت بدون هیچ فشارو صاف باشد. کف دستها رو به آسمان و کف پاها روی زمین . چند لحظه با چشمان بسته به تنفس عادی خود توجه کنید بدون اینکه تغییری درآن بدهید . سپس سه نفس عمیق ، کند و طولانی بکشید . یکبار از نوک سر تا پاهایتان را نگاه کنید و کل اعضا را شل کنید . چند لحظه در این حالت بمانید و بعد ذکری را مثلاً هو ، ام ، الله و … را ترجیحاً بلند و یا ذهنی بیان کنید .سپس سه بار ذهنی نیت کنید که می خواهم با جریان هوشمند حیات ارتباطی آگاهانه برقرار کنم و آن را در درون خودم تشخیص دهم .
در همین حال تجسم کنید که یک نور سفید شفاف از نقطه ای در بالای سرتان «چاکرای تاج» وارد بدنتان میشود از پشت سر و ستون فقراتتان عبور کرده بدن را پر میکند و بعد از مدتی به صورتی خاکستری از کف پایتان خارج میشود ، بعد از مدتی حس کنید که هم نوری که وارد میشود و هم کل بدنتان و هم نوری که خارج میشود سفید شفاف شد . به حالات بدن و احساسات خود توجه کنید اگر احساس گرما یا سرما یا یا مور مور و … کردید بدانید اولین ارتباط آگاهانه خود را با این جریان هوشمند برقرار کرده اید . درطی روز توجه تان را به همین جریان بدهید که از فرق سرتان وارد و از کف پایتان خارج میشود . از او بخواهید که شما را راهنمایی کند و به شما سرزندگی و شادی اعطا کند .

تمرین 2 :
در یک حالت راحت بنشینید. تصور کنید یک مایع شفاف آبی از فرق سرتان وارد بدنتان میشود و بدنتان باد میکند. دستهایتان را به حالت خوش آمد گویی باز کنید . شما در حال تجربه حالت ین هستید . حال احساس و تجسم کنید که آن مایع شفاف ، تیره شده و از کف دستهایتان خارج میشود و هر عدم تعادلی را که دارید به خارج میبرد و بعد دستها را در هم گره کرده و فشار دهید و بعد خود را گود کنید. شما در حال تجربه حالت یانگ هستید حالا دراز بکشید ( ترجیحاً به پشت ) تمام بدن را برای چند دقیقه منقبض کنید . پاها ، دستها و سر را بالا بیاورید و ناگهان همه را شل کنید. به نقطه ای ما بین دو ابروتان توجه کنید زندگی خود را از اول ببینید که چه فراز و نشیب های داشته اید .حالا کل زندگیتان را در یک گوی سفید تجسم کنید .
درطی روز به چرخه ین و یانگ در همه چیز توجه کنید و راجع به آن فکر کنید و نیت کنید و بخواهید دریچهای تازه از آن برایتان باز شود .

تمرین 3 :
در یک وضعیت راحت دراز بکشید . سه نفس عمیق بکشید و بدن خود را شل کنید . به نقطه مابین ابروان خود توجه کنید . حادثه ای که اخیراً برای شما پیش آمده و باعث نگرانی و ناراحتی شما شده را به یاد آورید و حال از خود بپرسید آیا در برخورد با آن می توانستم نوعی دیگر رفتار کنم ؟ حداقل 5 مورد را روی کاغذ بنویسید . آیا نگرش من به مسأله غلط است و آیا می توانم نگرش دیگری به آن داشته باشم ؟ اگر نوعی دیگر برخورد می کردید آیا به خود فشار می آوردید و ناراحت می شدید یا نه . در طی روز هر اتفاقی که برایتان می افتد لحظه ای مکث کنید و با خود فکر کنید آیا نوعی دیگر میتوانم برخورد کنم ، آیا نگرش من درست است و آیا می توانم نگرش خود را تغییر دهم ؟ اگر نگرش شما درست بود آیا ناراحت می شدید ؟ آیا شکست می خوردید یا نه ؟
برای تغییر در نگرش ، شناخت و درک والاتری نیاز است که با توجه مستقیم در زندگی بدست میآید پس به جریان و وقایع روزمره دقت کنیدو اگر برای زندگی و خودتان ارزش قائل هستید راجع به آنها ، نگرش خود ، طرز برخورد خود و قانون نوعی دیگر اندیشه کن..پرورش انرژی حیاتی از طریق چی کونگ ، دکتر یانگ

پولاریتی درمانی

پولاریتی تراپی  Polarity Therapy

پولاریتی کردن یعنی همگن کردن انرژی‌‌ها به یک سمت و سو. کسی که در دایره‌ی پولاریتی قرار می‌گیرد انرژی‌های منفی‌اش از بین می‌رود.

بطور کل در انجام پولاریتی ۶ نفر بعنوان عامل و یک نفر بعنوان سوژه نقش دارند. عامل شماره یک لیدر نامیده میشود. نقش لیدر وارد کردن سوژه به یک خلسه عمیق میباشد ، همچنین به عاملین فرمان قرار گرفتن در کنار سوژه و رها کردن او را میدهد.

نحوه قرار گرفتن عاملین در کنار سوژه :

۱- لیدر : دستهایش زیر سر و اطراف گوش سوژه.

۲- عامل شماره ۲ : دست راست روی چاکرای ۶ و دست چپ روی چاکرای قلب.

۳- عامل شماره ۳ : دست چپ روی شانه راست و دست راست روی لگن چپ‌ ( دست راست را که روی لگن است بلرزانید همانند ویبره )

۴- عامل شماره ۴ : دست راست را روی شانه چپ و دست چپ را روی لگن راست ( دست چپ را که روی لگن است بلرزانید )

۵- عامل شماره ۵ : دست چپ کف دست راست و دست راست کف پای چپ.

۶- عامل شماره ۶ : دست راست کف دست چپ و دست چپ کف پای راست.

مراحل انجام پولاریتی :

طب سنتی

مراحله ۱ : سوژه در یک وضعیت راحت بر روی تخت قرار گرفته و لیدر او را با یک تکنیک مناسب وارد خلسه عمیق میکند.

مرحله ۲ : در حالیکه لیدر سوژه را وارد خلسه عمیق کرد پنج عامل دیگر در کنار سوژه قرار میگیرند و لیدر جایگاه اتصال هر یک را به سوژه برای پولاریتی کردن مشخص میکند. سپس لیدر عاملین را شارژ انرژی میکند. به اینصورت که : چشمهای عاملین بسته و تصور کنید که نور سفیدی از آسمان وارد فرق سر شده و آنرا تا و کف پاهایتان هدایت کرده تا جایی که این نور به زمین میرود. « این مرحله ۲ دقیقه طول میکشد.‌»

مرحله ۳ : لیدر دستور تبادل انرژی بین عاملین را میدهد. به اینصورت که : عاملین کف دستهایشان را با سرعت بهم میمالند « حدوداً ۲۰ ثانیه » و بعد دو به دو دستهایشان را روبروی هم بدون برخورد قرار میدهند تا انرژیهایشان برای یکدیگر منتقل شود « این مرحله ۲ دقیقه طول میکشد. »

مرحله ۴ : شروع پولاریتی سوژه – لیدر دستور غیر اتصال به سوژه را میدهد. بطوریکه هر عامل در جای خود قرار گرفته و دستهایش را به چاکرای مربوط به سوژه نزدیک میکند. به اینصورت که : لیدر میگوید عامل شماره ۱ غیر اتصال ، عامل شماره ۲ غیر اتصال و … عامل شماره ۶ غیر اتصال. « این مرحله ۳ دقیقه طول میکشد. »

مرحله ۵ : لیدر دستور ارتباط اتصال عاملین به سوژه را صادر میکند و هر عامل دستهایش را روی چاکرای مربوطه سوژه قرار میدهد. به اینصورت که : عامل شماره ۱ اتصال ، عامل شماره ۲ اتصال و … عامل شماره ۶ اتصال. و سپس تمرکز میکنند و انرژی سفید را از طریق دستهایشان به چاکراهای سوژه هدایت میکنند و شروع به ایجاد لرزش در قسمت لگن سوژه میکنند. به ترتیب سوژه از انرژیهای منفی رها و سرشار از انرژیهای مثبت میشود. « این مرحله ۳ دقیقه طول میکشد.»

مرحله ۶ : در این مرحله لیدر به عاملین دستور میدهد که سوژه را رها کنند. به اینصورت که : عامل شماره ۶ رها، عامل شماره ۵ رها و … عامل شماره ۱ رها. « این مرحله ۱ دقیقه طول میکشد.‌ »

مرحله ۷ : بعد از رها کردن سوژه لیدر باید سوژه را به آرامی از خلسه خارج کند.

نکته : توجه داشته باشید که عاملین بعد از رها کردن سوژه بایستی دستهایشان را با آب سرد و یا آب نمک بشویند.

چکیده پولاریتی :

۱- خلسه عمیق سوژه . ۶ دقیقه

۲- شارژ انرژی عاملین. ۲ دقیقه

۳- تبادل انرژی بین عاملین . ۲ دقیقه

۴- غیر اتصال بودن عاملین به سوژه. ۳ دقیقه

۵- اتصال عاملین به سوژه. ۳ دقیقه

۶- رها کردن سوژه توسط عاملین و خارج کردن سوژه از خلسه. ۱ دقیقه

در این روش تركیبی از درمان­های غربی طب سنتی چین و آیورودا، چنین گفته می‌شود كه سلامتی در نتیجه جریان روان «انرژی حیاتی» در اطراف بدن، ایجاد می‌شود. طبیعت این انرژی برابر با همان «چی» در طب سنتی چین و «پرانا» در آیورودا ، می‌باشد، و تصور می‌شود كه در مداراتی در اطراف بدن بین قطبهای مثبت ومنفی در حركت است. درمانگر‌ها قصد دارند تا جریان انرژی را با استفاده از لمس كردن، توصیه های غذایی، ورزش و مشاوره، تعدیل كرده یا مجدداً به بدن باز گردانند.

این روش درمانی در آمریكا به خوبی جا افتاده است و در اروپا در حال پیشرفت می‌باشد.

دكتر رندولف استون Dr. Randolph stone كسی است كه مواردی از طب شرقی و غربی را برای ایجاد روش درمان قطبی، در هم آمیخت و معتقد بود كه آگاهی از حیات به عنوان جریانات انرژی، نشانه­ای از هنر طبیعی ساختار سلامتی است.

تاریخچه

پولاریتی در اواخر قرن نوزدهم توسط دكتر رندولف استون Dr. Randolph stone كه در اتریش متولد شده بود ولی زندگی كاریش را در آمریكا به عنوان یک درمانگر در رشته ­های ناتروپاتی، استئوپاتی و چیروپراکتی گذرانیده بود، ایجاد گردید. در جستجوی یك اصل درمانی جامع، او طب سنتی شرقی را مورد مطالعه قرارداد و به این نتیجه رسید كه تمامی بیماریها و دردها به علت عدم تعادل انرژی حیاتی است و آسایش و خود آگاهی عمیق وقتی حاصل می‌شود كه انرژی حیات بدون هرگونه توقف و وقفه ای در جریان باشد.

دكتر استون عمدتاً با توجه به حرفه پزشكی، سمینارهای آموزشی زیادی را در مورد درمان قطبی، اداره نمود. در سال 1984 ، انجمن آمریكایی پولاریتی راه اندازی شد و بالغ بر 150 درمانگر از آن گواهی گرفته­اند.

اصول کلیدی

درمانگران پولاریتی، به بدن به عنوان سیستمی از میدان انرژی می­نگرند، و معتقدند كه انرژی حیاتی در احساسی پایدار به وسیله نیروی كشش بین قطبهای مخالف كه شبیه آهنربا عمل می­كند، نگهداری می‌شود.

سر و سمت راست بدن قطب مثبت و پاها و سمت چپ بدن قطب منفی هستند. مركز بدن، در راستای طناب نخاعی خنثی می­باشد. جریان انرژی در حركتی موافق عقربه­های ساعت بین قطبین جاری می‌شود و در طول كانال مركزی، جایی كه 5 مركز انرژی خنثی شامل: اتر (عنصر آسمانی )، هوا، آتش، آب و خاك وجود دارند، عبور می­كند.

میدان­های انرژی

گفته می‌شود كه میدانی از جریانات الكترو مغناطیسی در اطراف بدن وجود دارند . در قطب اینها 5 مركز خنثی انرژی شامل : اتر، هوا، آتش ، آب و خاك وجود دارد.

                                                                           

کانال مرکزی
قطب مثبت
قطب منفی
جریان انرژی
مرکز انرژی جنبشی

اینها دارای همان موقعیت «چاكراهای آیورودیك ) (به ص 109 رجوع شود) و نقش 5 جزء اصلی طب باستانی چینی (به ص 141 رجوع كنید)، می­باشند. هر مركز دارای نقش ویژه­ای است. اتر: شنوایی و محدوده گلو (یا نای) را كنترل می­كند، هوا دستگاه تنفسی، شش ها، دستگاه گردش خون و قلب را تنظیم می كند، آتش بر عمل دستگاه گوارش نظارت دارد.

چنین توضیح داده می‌شود كه بیماری و فقر بهداشت و سلامت به علت وقفه یا تخلیه انرژی حیاتی ایجاد می شوند، و درمانگر ها ممكن است یك یا بیشتر از یك روش درمانی را برای برگردانیدن حالت تعادل به كار ببرند: كار درمانی بدنی، توصیه­های غذایی، یوگای قطبی یا تمرینات كششی، و مشاوره .

برای كار بدنی (كار روی بدن توسط درمانگر) لمس كردن و تكنیكهایی دستی در روی نقاط كوچك (سوزنی) استفاده می شوند و سبب از بین رفتن ركود جریان شده و موجب گردش روان جریان انرژی در اطراف بدن می گردند.

عقیده بر این است كه غذا به طور مستقیم بر كمیت و كیفیت این انرژی تأثیر می­گذارد.

تغذیه ناكافی و هضم ناقص ممكن است ریشه تمام مشكلات جسمی باشند، و درمانگرها اغلب توصیه به پاكسازی و سم زدایی رژیم غذایی از مواد زیان آور می­كند، موادی كه ممكن است در بدن انباشته شده باشند. یك رژیم غذایی مناسب ساختار سلامت (بدنی كه شامل مقدار كافی میوه و سبزیجات تازه است ممكن است توصیه شود.

تمرینات یوگای قطبی كه اساسشان حركات طبیعی بدن است و مركب از حالات ساده­ای هستند، برای كمك به حفظ تونوسیتة عضلانی، دفع سموم و تقویت ستون فقرات، طراحی شده اند. آنها (ورزش ها) با ایجاد كشش ، جنبش ملایم و ایجاد صوت، تواًم می­شوند.

مشاوره وقتی مورد استفاده قرار می­گیرد كه درمانگرها احساس كنند، تفكرات منفی جریان انرژی را كند كرده‌اند. آنها معتقدند كه روان تأثیری مستقیم روی اعمال بدن دارد و مشاوره به افزایش خود آگاهی و اعتماد به نفس و ایجاد یك وضعیت مثبت كمك می­كند.

نظرات پزشکی

تا این تاریخ هیچ مدرك علمی در مورد تئوری «انرژی حیاتی» وجود ندارد. که در هنگام مبادرت به گرفتن یك رژیم تصفیه شده از سموم احتیاط رعایت شود, از نظر پزشکان شیوه­های درمان به قدر کافی بی ضرر هستند.

مشاوره با درمانگر

درمانگر كار را با پرسش­ از شما در مورد سابقة پزشكی و نحوه زندگیتان، شروع می­كند، سپس در حالی که شما بر روی یك سطح دراز می­كشید, درمانگر جریان انرژی شما را با استفاده از «كار بدنی قطبی» ارزیابی می­كند، نیازی به در آوردن لباسهایتان نیست اگر ترجیح می­دهید، درمان را می‌شود با لباس هم انجام داد.

درمانگر معمولاً كار را با حركت دستهایش در اطراف سر شما شروع میكند و سپس به سمت پاها پائین می آید، بالای پنج مركز انرژی، و با برگشت در نزدیكی سرتان، خاتمه می دهد. او درجات مختلفی از فشار را به كار می برد: بی اثر (خنثی)، كمی آرام با لمس نوك انگشتان برای بازگردانیدن و حالت آگاهی بدنی, انجام می­شود, مثبت، كه هدف از آن تحریك انرژی است و با جنبانیدن، نوازش كردن و در دست گرفتن قالبهای مفصلی بدن انجام می‌شود و منفی كه عمیقتر است و بعضاً ایجاد احساس ناراحتی در بافتهایی كه روی آنها كار می‌شود تا جریان انرژی در داخلشان تحریك شود، را سبب می‌شود. اكثر افراد با این گونه كار روی بدنشان احساس آرامشی عمیق را درك كرده اند، اما ممكن است نواحی دچار ركود شده را نیز مشخص كند یا باعث ایجاد فوران احساس عصبانیت، غم یا شادی، (نیز) گردد.

درمانگر ممكن است تمریناتی را به شما نشان دهد تا در منزل آنها را انجام دهید و یك رژیم غذایی مناسب در ایجاد سلامت را كه سرشار از سبزیجات ومیوه­هاست به شما توصیه نماید (زیر صفحه را نگاه كنید). اگر او معتقد بود كه تفكرات منفی در ایجاد مشكلات دخیل هستند، ممكن است مشاوره را نیز به شما توصیه كند.

تكنیكهای كار بدنی

درمانگر از دست چپ یا راستش برای برگردانیدن جریان انرژی در قطبهای منفی ومثبت بدن استفاده می كند. فشار به كار رفته متفاوت خواهد بود، اما اگر شما احساس ناراحتی كنید, او فشار را كمتر خواهد كرد

درمانگر با انگشتانش فشارهایی را بر شکم وارد می­سازد.
دست چپ با قطب انرژی منفی در ارتباط است.
معتقدند که دست راست شارژ انرژی مثبت است.

یوگا چیست

 

یوگا چیست؟     کلینیک نصر  

 

غایت یوگا وصال مطلق است. یوگا می گوید علت وجودی رنج نادانی ست. یوگا مشاهده گر نوعی وحدت در هستی است که نتیجه ی دو نیروی پراناشاکتی و شیواست و پیوند آگاهی خالص فردی با روح کیهانی. یوگا ترکیبی است از واژه ی یوگ به معنی اتحاد و بهم پیوستن. یوگا دعوتی است به زهد ازهمه ی آنانی که خویشتن را می جویند. یوگا گرایشی ست به جهان درون و فرو رفتن در اعماق وجود. هدف از یوگا استخراج گوهرهستی ست. یوگا تفکر در شناخت انسان در خود است و همانا دست یافتن به این حقیقت و رسیدن به حضور والای انسانی ست. یوگا طریق آزاد و رویه ای صادقانه برای وصول به معرفت و راهی عملی برای تحقق بخشیدن به این رویای دیرینه ی انسانی ست. یوگا شناختی مستقیم و بی واسطه از ژرفای هستی خویش و هماهنگی با قوانین طبیعت است. این معرفت شهودی در پی سلوکی صادقانه حاصل می شود. در پی این سلوک فرد تسلطی همه جانبه بر قوای تن احساسات و افکار خود پیدا می کند و در نهایت می تواند خود را از حیطه ی تغییرات احساسی و نگرانی های فکری فراتر برده و در عمق قلب خود قرار یابد. طبق فلسفه ی یوگا جسم و ذهن از یکدیگر جدائی ناپذیرند. بدن شکل ناویژه ی ذهن است و شکل ظریف ذهن بدن است. تمرین یوگا این دو بدن ویژه و ناویژه را هماهنگ می کند و هر عقده ِ روانی یک مطابقت فیزیکی با عقده های عضلانی دارد. به عبارت دیگر تنش های روانی و عضلانی نسبت به هم تاثیر متقابل دارند و هدف آساناها یا حرکت های فیزیکی رها کردن این عقده هاست.

یوگا آنچه را در بدن مشاهده می کند که چشم از دیدن آن عاجز است. بدن حافظه ای عمیق دارد به این معنی که تمام اتفاقات جسمانی و روانی را از بدو تولد یک انسان بلکه از دوره یِ جنینی او در خود ثبت می نماید. این بدین معناست که د.ان.آی انسان تمامی رخدادها را برای همیشه ی در حافظه ی خود ذخیره می کند. یوگا اما قادر است این گره های درونی را از عمق به سطح آورده و با کار کردن روی تک تک آن ها رهایشان کند.

آگاهی را شاید بتوان جریان مدام هشیاری ما نسبت به محیط اطرافمان و یا به زنجیر افکارمان تعریف کرد. به بیان دیگر آگاهی با واکنش های بدن به محیط پیرامون و ذهن هویت می یابد. در زبان یوگایی این اتصال به ذهن را شعور محدود در بدن می نامند و هدف آشتانگایوگا فهماندن این حقیقت به فرد است که او بدنش نیست. جوهر او آگاهی اوست که با آگاهی کیهانی یکی ست. در واقع در آشتانگایوگا پروسه ای طی می شود که در آن آگاهی بدنی قدم به قدم بدرون متوجه می شود. واحد ذهن؛ هشیاری به تدریج از جهان بیرون به سوی درون می چرخد و ذهن از محدوده های بدنی گسسته می شود و شروع به دریافت ارتعاش های کیهانی می کند و سرانجام آگاهی فردی با آگاهی کیهانی یکی شده و این همان “سامادی” است . یوگا می گوید برای آرام کردن ذهن منشی دوستانه, شاد, پرشفقت و پرنشاط با دیگران داشته باشید. از نیکی به وجد آمدن و بی تفاوتی به بدی را توصیه می کند.

هاتایوگا روشی ست که از طریق مشخص ترین و مادی ترین جنبه ی وجودی انسان یعنی تن و حالات آن شامل تنفس, قدرت حواس و احساسات است, به تحریک و تعادل انرژی می پردازد. “تا” و “ها”دو بیجا مانترا هستند که به ترتیب به معنای نیروی ذهنی و نیروی حیاتی در نظر گرفته شده اند و به این دلیل ماه را سمبل برای مانترای “تا” و خورشید را سمبلی برای مانترای “ها” در نظر گرفته اند. و این در انرژی قدرتمند و متعادل که در مسلک ها و فرهنگ های گوناگون به نام های “یین” و “یانگ”, “آیدا” و “پینگالا”, “شیوا” و “شاکتی” تعبیر شده اند و درصورتیکه به اتحاد برسند زمینه ساز اتفاقی والا در حوزه ی انرژی و آگاهی خواهند شد و انسان را به مرحله ای عالی از حیات نزدیک می سازند. همانطوری که در مانترایوگا, خلوص انرژی از طریق اصوات است, در علم هاتا محور سلوک و تمرینات نه اصوات بلکه تن سالک است و در این روش با پاک کردت تن, یوگی شاداب و قوی شده و قوای حواس برانگیخته می شود و احساسات عمق پیدا می کند و سرانجام به فعال شدن “پراناشاکتی” می رسد و در اینجا مدارهای انرژی به حرکت درآمده و سطوح آگاهی یوگی گسترش پیدا می کند. در علم هاتا پنج مرحله برای تخلیص انرژی و آگاهی فرد وجود دارد که عبارت است از “شات کارما” (…), “آسانا” (…), “”پرانایام” (…), “باندا” (…) و “مودرا” (…).

پنج مرحله ی هاتایوگا:کلینیک نصر

شات کارما – در این روش کار روی تن یوگی ست و این تمرینات گذشته از ایجاد تعادل درآمدی برای درک عمیق یوگی نسبت به تن مادی و ارتباط این تن با بدن انرژیک است. و این تمرینات شش گانه بوده و روی شش چاکرای بدن غیر از چاکرای “ساهاسرارا” کار می کند و یوگی را با خازن های مغناطیسی در بدن مادی خود آشنا می سازد و سرانجام هماهنگی ارتباط پیکرهای لطیف وجود بر او آشکار می شود. آساناها مجموعه ای متنوع از حرکات بدنی هستند و این حرکات با الهام از حیوانات و طبیعت و بر اساس ساختار آناتومیک بدن انسان طراحی شده و اجرای منظم این حرکات دامنه ی حرکتی مفاصل را افزایش داده و سمومی را که در انتهای مفاصل جمع می شوند را آزاد کرده و انحرافات لگن را تصحیح می کند. و در نتیجه ی ایجاد تقارن در لگن, انحرافات ستون و مهره ها و محور کتف و شانه ها برطرف می شود و به این ترتیب انرژی آزاد شده در طی تمرینات “شات کارما” می تواند به سهولت در کل سیستم جریان یافته و احساسی از تعادل, سلامت و شادابی و جریان انرژی را در یوگی احیا کند و در پس آن هشیاری یوگی بر روی این جریانات انرژی آزاد شده, متوجه و هدایت می شود و او از آزادی و نوسان کامل انرژی های خود در کل سیستم آگاه می شود.

پرانایام – پرانایام به معنای تدبیر, کنترل و مهارت است و می توان آن را بمعنای تدبیر و کنترل و تسلط بر جریانات ظریف پرانای فردی دانست و یوگی بر اساس این فنون تمام عضلات تنفسی را تحت کنترل درآورده و ظرفیت شش ها در این مرحله افزایش یافته و جریان انرژی پرانا و آپانا را هم افزایش می دهند. پرانایام که بر اساس نحوه, سرعت و تنظیم متناسب سه جریان دم, بازدم و حبس دم پایه گذاری شده, انرژی بیشتر و ظریفتری را نیز تولید می کند. تعداد تکنیک های تنفسی بسیار زیاد است و به مراتب پیچیده. برای همین لازم است که این نوع تمرینات تنفسی از طریق گروه تعلیم داده شود. در این مرحله دریافت انرژی پرانا از طریق ذهن است و یوگی از هشیاری تخصص یافته ی خود در جهت کسب انرژی بهره می جوید و یاد می گیرد که انرژی ظریف پرانیک را مشخصا کنترل کند و در جهت افزایش آن تلاش می کند. در طی اجرای دم و بازدم و حبس دم و چگونگی تنفس انرژی بیشتری در یوگا آزاد شده و این مرحله بسیار بستگی به حرکات آسانا داشته بدین معنا که باعث تقارن و تعادل کامل در اسکلت و مدار انرژی های یوگی ایجاد شده و باعث قدرت نفوذ این انرژی در بدن می شود.

باندا – باندا بمعنای قفل است و در علم هاتایوگا از چهار قفل مهم نام برده می شود. قفل در ناحیه ی گلو – قفل چانه – قفل در ناحیه ی شکم – قفل در ناحیه ی عجان و قفل ترکیبی که از دو و یا سه قفل بوجود می آید. منظور از باندا جمع و متمرکز ساختن انرژی پرانا در نقطه ای خاص از بدن است که باعث مرکزی شدن انرژی در جهات مختلف بدن می شود. طبق این فلسفه (تنترا) از سه سد و مانع نام برده شده است که یکی “براهماگراندهی” دیگری “ویشنوگراندهی” و آخری “رودراگراندهی” می باشد و هرکدام از قفل ها روی یکی از این سدها کار می کنند و گفته می شود که براهماگراندهی در بدن پرانیک و در قسمت میانی و نزدیکی عجان قرار دارد و با حالات تنبلی, رخوت و سستی مربوط می شود. ویشنوگراندهی در قسمت بالای دیافراگم و به امور عواطف و احساسات مربوط می شود. سومین سد نیز در ناحیه ی ابروان (آجناچاکرا) قرار دارد که تجربیات معنوی را به همراه دارد. هر کدام از این قفل ها مانع خواهد شد که جریان انرژی در بدن از سیر خود منحرف شده و جریان یافتن این انرژی باعث از بین بردن خودخواهی ها و احیای شخصیت انسان خواهد شد.

مودرا – مودرا بازتاب ذهن را در بدن و بدن را در ذهن نشان می دهد. مودرا مخفف دو واژه ی “مود” و “درای” می باشد. درای به معنای تداوم یافتن و حفظ کردن و مود نیز به معنای شوق لذت و ارضا شدن است. بنابراین مودرای یعنی حفظ و تداوم تجربه ی برانگیختن انرژی. مودراها مجموعه ای از فنون ظریف هستند که هشیاری قراریافته ی یوگی را در حوزه ی انرژی بسوی درک تجربه های فوق العاده حساس و گاه هیجان انگیزی به پیش می برندو در این مرحله یوگی به درک عمیق از بدن انرژی نائل آمده و شاهد برانگیختن پراناشاکتی در سیستم ظریف وجود خود می شود. بنابراین قانونمندی های هاتایوگا با یاری گرفتن از تمرینات شات کارما کل سیستم فیزیولوژیک خود را پاکسازی کرده و با تمرکز هشیاری بر روی بدن, آزاد شدن انرژی های محبوس را درک می کند. در مرحله ی آسانا یوگی هشیاری خود را متوجه ی تن ساخته و با ایجاد تقارن در تن به شناسائی جریانات ظریف انرژی در قسمت های مختلف آن می پردازد و در قسمت پرانایام انرژی پرانیک را افزوده و آگاهی خود را شناور در جریانات ظریف تر بر روی سدها (باندا) و باز کردن آنها اقدام می کند و در نهایت با حساس ترین فنون هاتایوگا, مودراها, پراناشاکتی را در خود به جریان انداخته و شاهد تغییر در سطوح آگاهی خود می شود. مودراها موقعیت های ویژه ای از بدن هستند که در ارتباط با وضعیت های ویژه ی ذهن می باشند, مانند یوگامودرا و یا وضعیت کوچکتری به نام چین مودرا.

هاتایوگا یکی از شاخه های یوگاست و باید گفته شود که این شاخه نیز معتقد است که هر انسانی موجودیست بالقوه از انرژی و این انرژی در اکثر افراد کامل و درست مصرف نشده و تظاهرات این انرژی تنها در سطح محدودی از زندگی انسان مثل تولید مثل و یا فعالیت های معمولی زندگی می داند و انسان قادر نیست از تمامیت موجودیت این انرژی بطور کامل و صحیح بهره برده و اگر در جهت درست نیز استفاده نشود, باعث تخریب و در نهایت جنون را نیز در پی دارد. طبق این نظریه مراحلی را که یک یوگی باید طی کند تا بتواند این انرژی بالقوه را در جهت درست آن بکارگیرد عبارت است از: ۱. از آنجائیکه ارتعاش چاکراها در بسیاری مواقع باعث ظهور بسیاری از کارماهای پنهان در درون انسان می شود, بهتر است این امر زیر نظارت گروه انجام گیرد. ۲. فعال و متعادل کردن انرژی موجود در نادی ها. ۳. . فعال ساختن انرژی کوندالینی. ۴. هدایت این انرژی به سوی چاکرای بالاتر و حفظ هشیاری و تسلط بر تجربیات به دست آمده. ۵. تجربه ی حیات, بودن و زندگی با این آگاهی توسعه می یابد.

دو مشخصه ی اصلی در طریق یوگا عبارتند از: 1. درک وحدت و یگانگی ذاتی در پس جلوه های متمایز طبیعی . 2. خودشناسی بعنوان تنها راه مطمئن برای وصول به خواسته های فطری خویش. بنابر دریافت یوگیان, یوگیان در عمیق ترین سطوح وجود تمامی تظاهرات و جلوه های هستی اختلافات خود را کنار گاشته و به وحدت و یگانگی می رسند. در “اوپانیشادها” آمده است که او زمینه ایست که بر روی آن آسمان و زمین و فضا و باد و تمام موجودات تظاهر یافته اند و تنها او را می توان بعنوان روح و حقیقت شناخت و برای وصول به چنین معرفتی, والاترین طریق همانا در حود فرو رفتن و خودشناسی ست. راه یوگا در واقع غرق شدن در عمق وجود خویش تا وصول به حوزه ی عمیق وحدت و یکپارچگی ست و این مرحله را در یوگا “سامادی” می نامند. یوگا طریقی کاملا عملی, جدی و شگفت انگیز است. طریقی اسرارآمیز که رازهای خود را تنها بر رهروان صادق یعنی کسانی که جدا و با دقت و هشیاری بسیار به سلوک و طی طریق مبادرت می ورزند آشکار می سازد. این راه اسرارآمیز از پس هفت مقام, یوگی را به روشنائی, کمال و اصل می رساند و این هفت مرحله که پاتانچلی نیز در یوگاسوترا برمی شمارد عبارتند از “یاما”, “نیاما”, “آسانا”, “پرانایاما”, “پراتیاهارا”, “دارانا” و “دیانا”.

هفت مرحله پاتانچلی:طب کل نگر

یاما – یاما را انضباط شخصی, پرهیزگاری و نیز قوانین زندگی ترجمه کرده اند ولی یاما در زبان سانسکریت به معنی مهار کردن و ضبط و نظم درآوردن هم معنی شده است. و در یوگاسوترا گفته شده است که این قوانین جهانی هستند و بستگی به زمان و مکان ندارد. یاما شامل پنج قانون بزرگ و عمده است که عبارتند از بی آزاری, راستی, حقیقت گوئی, درستکاری, پاکدامنی و نادلبستگی و جمع نکردن متاع دنیا از روی وابستگی. قوانین یاما قوانین اخلاقی به معنای مرسوم نیست. یاما نوعی خودکاوی برای درک اعمال نادرست و آزادساختن انرژی بلوکه شده در قالب های غلط فکری ست, که خود باعث سیالیت انرژی و آزادی فکر خواهد شد. عزم به سلوک یوگیانه به مثابه ی تصمیم به اغاز سفری طولانی و بی پایان به سوی روشنائی ست.

نیاما – نیاما به معنی پاکیزگی, قناعت, ریاضت, تزکیه ی نفس و خودکاوی است و هم واجبات قوانین زیست و تکالیف فردی نیز ترجمه شده است. و این دو قوانین یعنی یاما و نیاما مکمل یکدیگر هستند و با اجرای قوانین نیاما که زیربنای آنها در اصول یاماست, انسان خود را به کمال نزدیک می سازد.

آسانا – داریوش شایگان آساناها را بدین گونه شرح می دهد: هاتایوگا یکی از شعب یوگاست که مربوط به حرکت های جسمانی مخصوص است و توسط آن سالک بر اعضای بدن خود تسلط کامل می یابد و از آنان بر حسب میل و اراده ی خود استفاده می کند و با توسط به این حالات خاص, یوگی آرامش و قرار به جسم خویش می بخشد تاحدی که جسم دیگر برای یوگی کوچکترین ممانعتی در راه تمرکز معنوی ایجاد نکند. طبق علم یوگا این حالات مراقبه و توجه ذهنی هنگامی تحقق می باید که یوگی دستخوش تشنجات جسمانی نشود و از طرف دیگر خاموشی جسم هنگامی به اوج کمال خود می رسد که روح غرق در مشاهده و مراقبه ی حقایق لایتناهی گردد. پاتانچلی نیز می گوید “یوگی با انجام دادن این پرهیزگاری ها و دیگر احکام یوگا کشمکش اضداد را فرو می نشاند”. آسانا به حالات بدنی تعبیر شده و منظور از اجرای آنها تسلط بر قوای بدن می باشد. در یوگاسوترا شرط صحیح اجرا کردن آسانا عبارت است از ثبات و استواری واقعی و آسودگی در اجرای آن حرکت. هرقدر قوای ذهن بیشتر متمرکز باشد تن نیز آرام تر و ثابت تر خواهد شد. ولی از آنجائیکه مهار تن راحت تر و عملی تر است از طریق مهار بدن به تمرکز و آرامش ذهن اقدام می شود. تن ارابه ی ذهن و وسیله ای لازم و ضروری برای سکوت فکری ست و باید سالم نگه داشته شده و قوایش تحت کنترل باشد. هاتاآساناها حرکاتی مناسب با ساختار و آناتومیک بدن انسان هستند که باعث بالارفتن ظرفیت حیاتی می شوند و اجرای درست و کامل این حرکات موجب استحکام, قدرت, انعطاف, سلامت و تقارن آناتومیک در بدن انسان می شود. اگر یوگی بتواند از طریق علم هاتاآسانا به این امر نائل آید قادر خواهد بود به مدتی طولانی و با حفظ آرامش و ثبات در یک وضعیت بدنی ثابت باقی بماند که به این حالات راجاآسانا و یا جایاآسانا می گویند و راجاآسانا سومین مرحله ی یوگاست. استقرار در یک وضعیت مراقبه به مدت طولانی و با آرامش تنها زمانی ممکن است که انقباضات زائد حذف و تقارن در کل اسکلت و تعادل در انرژی های تن ایجاد شود. رسیدن به این مرحله اهمیت بسیاری دارد زیرا در این مرحله آگاهی در ورای جسم مادی یعنی حوزه ی انرژی متوجه می شود و استقرار تن در یک حالت ثابت منجر به رها شدن آگاهی از تن و توجه آن به نیروهای ظریف انرژی پرانا می شود. کلمه ی “آساناس” به معنای لغتی حرکات بدنی یا بدن را در حالت ثابت نگهداشتن است. حالتهای مختلف یوگا جزو “هاتایوگا”ست.یعنی سالک بر اعضای بدن خود تسلط کامل میابد و از آنها با میل و اراده ی خود استفاده می کند تاجایی که آرامش و قرار را به جسم خویش می بخشد و تشنجات را به حداقل می رساند به حدی که جسم برای یوگی کوچکترین مانعی در راه تمرکز معنوی ایجاد نمی کند. تمرینات یوگا باقی ماندن و عمق دادن به حرکتهاست و رابطه گرفتن همزمان با درون،برای همین یوگا با ورزش متفاوت است.

پراتیاهارا – انتزاع حواس است مرکب از دو واژه ی “آهارا” به معنی برکشیدن و واژه ی “پراتی” به معنای دربرابر است و منظور از آن برکشیدن انرژی سیال ذهنی از برابر قالب ها و محدودیت های حواس است و آگاهی یوگی از دنیای بیرون منفصل شده و عمیقا به درون فرو می رود. در این مرحله هشیاری یوگی دیگر متوجه “چیتاوریتی ” ها یا امواج پریشان ذهنی نیست بلکه آگاهی متمرکز بر انرژی زیربنائی این امواج ذهنی است و به همین دلیل یوگی از رویت اشکال و صور اندیشه و فکر به قضاوت و مقایسه و در نتیجه دچار کنش های ذهنی نخواهد شد. او کاملا وارسته و شاهد انرژی های درونی خود است و این حالت شاید سال ها در یوگی باقی بماند. پس از آنکه سالک موفق به حبس دم شد بطور طبیعی آگاهی او بدرون کشیده می شود و بر این حالت آگاهی یوگی از دنیای بیرون منفصل شده و عمیقا بدرون فرو می رود.

دارانا – دارانا از ریشه ی “در” به معنی حفظ کردن و نگه داشتن مشتق شده است. بعد از مرحله ی “پراتیاهارا” حاصل می شود و بمعنی تمرکز عمیق و کامل قوای ذهنی ست. پس از آنکه سالک توانست کاملا آگاهانه, آزاد و رها امواج فکر و انرژی های درونی خود را که معمولا به صور رنگ ها, اشکال همراه با احساسات مختلف نظاره کند, مرحله ی تمرکز عمیق و کامل قوای ذهنی می رسد و تا وقتیکه یوگی قادر نباشد امواج انرژی را در درون خود نظاره کند, امکان چنگ انداختن هشیاری بر یک موضوع مثلا چاکراها میسر نیست. دارانای پاتانچی در دل خلسه ی “پراتیاهارا” جا دارد و آن جمع ساختن قوای ذهن و آگاهی به یک موضوع مشاهده شده ی درونی ست.

دیانا – واژه ی دیانا نیز از ریشه ی “دیای” و به معنی مشاهده ی احوال درونی مشتق شده است. دیانا تکامل حالت دارانا است و یا تمرکز عمیق و کامل. یوگی بعد از آنکه توانست امواج انرژی جاری و پرنوسان درونش را مشاهده کند, “پراتیاهارا” آمادگی پیدا می کند تا آگاهی خود را بر امواج و چاکراها متمرکز کند. مثلا اگر به مشاهده ی نور آبی نائل آمد در وادی “دیانا” مشاهده خواهد کرد که چطور این نور آبی گسترش یافته و بصورت حباب هائی درمی آید. و در واقع ماهیت موضوع تمرکز خود را بروشنی مشاهده می کند.

این هفت مرحله آگاهی بشر را به سوی وحدت و کمال یعنی سامادی که هشتمین مرحله ی یوگاست پیش می برد. و این هشت مقام جغرافیای سلوک یوگیانه به حساب می آید. اصولا یوگا راهیست برای مهار کردن امواج فکری و آزاد ساختن کل انرژی فکر از قالب های محدود اندیشه و عادات ذهنی, لذا راه یوگا نیز راهیست بسوی این آزادی و سلوک یوگا سلوکی ست بر پایه ی سلوک فکر و رهائی آن از قیود محدودیت های اندیشه.

سامادی – را می توان با غرق شدن در وصال و فنا در موضوع مراقبه معنا کرد. یعنی پس از آنکه یوگی هشیاری خود را به میدان های انرژی درونی گسترش داد و مشاهده گر امواج لطیف درونی شد, دارانا و دیانا ماهیت این امواج وجودی که همان حوزه ی قدرتمند از انرژیست و آگاهی حاکم بر آن را مشاهده خواهد کرد. یوگی با مراقبه های مکرر خود درمی یابد که زیربنای تمامی موجودات و خود او چیزی جز همان حوزه ی قدرتمند انرژی نیست و آگاهی در آنجاست که همه ی هستی را در یگانگی محض معجزه آسا درمی یابد. و این احساس و درک یگانگی و رویت هستی همانا طبق این فلسفه والاترین و فرخنده ترین مقام یوگی یعنی سامادی ست. یوگا که مقام اتصال به مبدا و استقرار در ذات ابدیت است, بی شباهت به مقام نیستی و مقام صوفیان و یا مقام اتحاد عشق نیست. در مکتب یوگا قلب را مرکز وجود می دانند و آن را بصورت نیلوفری که هشت گلبرگ دارد تصور می کنند و یوگیان اغلب توجه ذهنی و دماغی خود را به آن معطوف می سازند. ولی بین ذکر مکتب یوگا و ذکر تصوف اختلافات زیادی نیز هست که ناشی از افق دید مختلف سنن دینی ست که یوگا و تصوف در آن پرورش یافته اند. در تصوف بین معرفت و عشق حدفاصلی نیست و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. ولی مکتب یوگا بخصوص یوگای کلاسیک پاتانچلی مبنی بر ریاضت و روش صرف ذهنی و عقلانی ست و محبت و عواطف و عشق در آن چندان نقشی ایفا نمی کند. تنها در “باکتی یوگا” عواطف و عشق نقش عمده دارند که از آئین “بهاگاواتا” سرچشمه می گیرد نمی توان نمونه ی حلاج و یا رومی را در آن مشاهده کرد.